بررسی مقدار ذخیرۀ کربن تنه و رویش حجمی گونۀ شالک (Populus nigra L.) در استان آذربایجان غربی
نویسندگان
1 استادیار پژوهش، بخش تحقیقات جنگلها و مراتع، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجان غربی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، ارومیه، ایران
2 دکتری جنگلداری، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران.
3 استادیار گروه توسعۀ کشاورزی و منابع طبیعی، دانشکدۀ فنی و مهندسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22034/ijf.2025.465069.1993چکیده
مقدمه: بومسازگانهای جنگلی، تأثیر مهمی در چرخۀ جهانی کربن دارند. گاز دیاکسید کربن در طول فصل رویش، توسط پوشش گیاهی جذب و بهصورت زیتوده در گیاهان ذخیره میشود. درختان از مهمترین و بزرگترین مخازن کربن در بومسازگانهای طبیعی هستند و در کاهش انتشار کربن اتمسفری بسیار مؤثرند. تعیین مقدار زیتودۀ درختان، در مدیریت پایدار منابع طبیعی بسیار اهمیت دارد و سهم جنگل و جنگلکاریها را نیز در چرخۀ جهانی کربن مشخص میکند. در پژوهش حاضر سعی شد مقدار ترسیب کربن تنه و همچنین رویش حجمی سالانه در صنوبرکاریهای شش شهرستان استان آذربایجان غربی بررسی شود.مواد و روشها: این بررسی در شش شهرستان صنوبرخیز استان آذربایجان غربی شامل ارومیه، میاندوآب، شاهیندژ، نقده، خوی و سلماس که مستعد زراعت چوب هستند انجام گرفت. تودههای صنوبرکاری با کاشت متراکم (2×1) و بهنسبت همسن (8 تا 10 سال)، در مناطق تحت پژوهش انتخاب شد و متغیرهای کمّی قطر در ارتفاع برابرسینه و ارتفاع کل نه درخت بهصورت گروهی در قسمتهای ابتدایی، میانی و انتهایی (27 اصله در هر توده و در مجموع 162 اصله) اندازهگیری و حجم تکدرخت به متر مکعب محاسبه شد. سپس در هر شهرستان، از هر توده در هنگام قطع، شش نمونه دیسک از درختان طبقۀ قطری 20 سانتیمتر به بالا برای آزمایش و بررسی انتخاب شد. دیسکهای تهیه و جداشده، بهصورت قطعات مکعبی با ابعاد 3×3×3 سانتی برش داده شدند. نمونهها 24 ساعت در آون با دمای 105 درجۀ سانتیگراد قرار داده شدند تا خشک شوند و وزن خشک آنها محاسبه شد؛ سپس در کوره با حرارت 400 درجۀ سانتیگراد قرار داده شدند و خاکستر حاصل دوباره توزین شد. رویش حجمی سالانه نیز با محاسبۀ دقیق حجم و تعداد سالهای کاشت به دست آمد.یافتهها: براساس نتایج، تودۀ صنوبرکاریشدۀ موجود در شهرستان شاهیندژ با میانگین 29/3 تن در هکتار بیشترین مقدار ترسیب کربن تنه را داشت. از نظر رویش نیز تودههای موجود در ارومیه و شاهیندژ بهترتیب با 84/2 و 83/2 متر مکعب در هکتار بیشترین میانگین مقدار رویش را داشتند. بررسی آزمون تجزیۀ واریانس یکطرفه نشان داد که در سطح اطمینان 99 درصد بین میانگین مقدار ترسیب کربن تنه و رویش در تودههای صنوبرکاریشدۀ موجود در شهرستانهای مختلف اختلاف معنیدار وجود دارد. مقایسۀ تودههای شهرستانهای مختلف براساس آزمون توکی نیز نشان داد که در ترسیب کربن تنه تنها بین تودۀ شاهیندژ با تودههای سلماس و خوی در سطح اطمینان 95 درصد اختلاف معنیدار وجود دارد. در رابطه با مقدار رویش، بین تودههای صنوبرکاریشدۀ شهرستانهای ارومیه و شاهیندژ با تودههای سلماس، نقده و میاندوآب اختلاف معنیدار در سطح اطمینان 95 درصد مشاهده شد.نتیجهگیری: بهدلیل تراکم کاشت مشابه، همسال بودن تودهها و نیز اقلیم بهنسبت مشابه در تودههای بررسیشده در پژوهش، در بیشتر تودهها اختلاف معنیداری از نظر مقدار ترسیب کربن تنه و رویش حجمی مشاهده نشد. اندک تفاوت معنیدار مشاهدهشده نیز ممکن است بهدلیل نحوۀ مدیریت و تا حدی شرایط خاک باشد. در این زمینه توصیه میشود سیاستگذاران با تمرکز بر مناطقی چون شاهیندژ و ارومیه که قابلیت بیشتری در ترسیب کربن تنه و رویش دارند، طرحهای توسعۀ صنوبرکاری را در اولویت قرار دهند.