مطالعۀ تطبیقی برخی از مباحث خداشناسی در نهج البلاغه و حدیقة‌الحقیقۀ سنایی

نویسندگان

1 دکترای تخصصی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه حکیم سبزواری

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی، کرمانشاه

doi
10.22084/nahj.2019.17751.2166
چکیده

تأثیر مبانی و آموزه­های اسلامی بر متون ادب عرفانی امری مبرهن است. دراین‌بین، نهج­البلاغه تأثیر شگرفی بر شاعرانِ عارف نهاده­ است و بسیاری از آنان کوشیده‌اند تا با توجه به میزان درک و توانایی خود از نهج‌البلاغه و آموزه‌های متعالی آن بهره­مند شوند. سنایی از جمله ‌عارفانی است که در آثار خویش به­ویژه در منظومۀ عرفانی حدیقة‌الحقیقه از نهج­البلاغه تأثیر پذیرفته و میزان این تأثیرپذیری قابل‌تأمل است و می­توان ادعا کرد که نهج‌البلاغه یکی از مهم‌ترین سرمشق‌ها­ و آبشخورهای فکری او در وادی عرفان بوده­ است. ازاین­رو، در این پژوهش می‌کوشیم تا با رویکرد تطبیقی چیستی خداوند را با تکیه بر سخنان امام علی(ع) در نهج‌البلاغه و اندیشه‌های حکیم سنایی غزنوی در حدیقه­الحقیقه بکاویم. برآیند پژوهش نشان می­دهد که در زمینۀ خداشناسی مفاهیمی مانند ناممکن‌بودن شناخت کامل خداوند و ناتوانی عقل و حواس در شناخت پروردگار، محال‌بودن رؤیت حق­تعالی، بی‌مکان و بی‌زمان­بودن معبود، نفی جسمانیت خالق، بی­نیازی به ابزار در خلقت، دیده‌نشدن با چشم سر و... در شمار مشترکات اندیشۀ امام علی(ع) در نهج­البلاغه و آراء حکیم سنایی در حدیقه­الحقیقه است که یکی در قالب نثری فصیح و بلیغ و دیگری در جامۀ شعر نمود یافته­اند.