تحلیل منطقی مفهوم وحدت اطلاقی، و نسبتسنجی آن با صفات سلبی واجب الوجود با تأکید بر الهیات علامه طباطبایی.
نویسندگان
1 استادیار مؤسسه آموزش عالی آل طه، تهران، ایران
doi
10.22061/orj.2025.2374چکیده
چگونگی وحدت واجب الوجود، به قدر وجود و وحدت واجب الوجود مورد تأمل، توافق و موضوع استدلال موافق فیلسوفان مسلمان قرار نگرفته است؛ فیلسوفان مسلمان که برای وحدت، اقسام متعددی را برشمردهاند، در مسألۀ اثبات توحید واجب الوجود، آنگاه که چگونگی وحدت را مسکوتٌ عنه رها نکردهاند، گاهی به چگونگی آن وحدت تصریح، گاهی بدان اشاره، و گاهی دربارۀ آن به ابهام و اجمال سخن گفتهاند؛ با این حال میتوان به صورتی غیر مستقیم از مباحث آنها دربارۀ صفات سلبیه، نسبت به رأیی که دربارۀ چگونگی وحدت واجب الوجود اتخاذ کردهاند به آگاهیای اطمینانبخش دست یافت. این پژوهش با تحلیل منطقی مفهوم وحدت اطلاقی، و تأمل در پارهای از عبارات فارابی، ابنسینا، سهروردی، صدر المتألهین و علامه طباطبایی در خصوص صفات سلبی واجب الوجود، نشان داده است که وحدت اطلاقی واجب الوجود، اگر چه در کاملترین تفسیر خویش، خود را در عبارات علامه طباطبایی نمایان ساخته است اما میتوان رگههایی از آن را در آنچه آن چهار فیلسوف دربارۀ صفات سلبی نگاشتهاند نیز پی گرفت، آنها را نیز در فهرست باورمندان به وحدت اطلاقی ـ البته در مراتبی نازلتر ـ جای داد، و در نهایت عدم مخالفت وحدت واجب الوجود در فلسفۀ ایشان با توحید در متون دینی را به اثبات رساند.