تحلیل چالشهای اقلیم کردستان و حکومت مرکزی عراق و تأثیر آن بر آیندۀ کشور
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیای سیاسی، دانشکدۀ جغرافیا، دانشگاه تهران
2 دانشجوی کارشناسیارشد گروه جغرافیای سیاسی دانشکدۀ جغرافیا دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2017.219631.1006939چکیده
عراق پس از فروپاشی رژیم بعث وارد ساختار جدید سیستم حکمرانی و تقسیم قدرت بین بلوکهای قومی- مذهبی شد و کردها با توجه به فرصت پیشآمده توانستند مطالبات خود را در سیستم جدید عراق قانونی کنند و حکومت اقلیم کردستان را تشکیل دهند. کردها با توجه به شکافهای هویتی با جهان عرب و وزن ژئوپلیتیکی بالا به سیاستهای غیرهمسو با حکومت مرکزی در زمینههای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و همچنین رفراندوم و حرکت بهسوی استقلال روی آوردند و این وضعیت موجب بهوجود آمدن چالشهای متعددی بین اقلیم کردستان و حکومت مرکزی شد. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و منابع کتابخانهای- اینترنتی به جمعآوری دادههای مورد بحث پرداخته است. در این مقاله ابتدا به بررسی و تبیین چالشهای بین اقلیم کردستان و حکومت مرکزی عراق پرداخته شده و سپس با استفاده از دادههای بهدستآمده تأثیر این چالشها بر آیندۀ سیاسی عراق بررسی شده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که بین اقلیم کردستان عراق و حکومت مرکزی چالشهای متعدد ساختاری و کارکردی شامل شکاف هویتی، فروش مستقیم نفت و سیاستهای اقتصادی، قدرت نظامی، روابط خارجی و قلمروخواهی در مناطق کردنشین خارج از اقلیم کردستان وجود دارد که اگر این چالشها بهصورت قانونی و با تفاهم بین طرفین حلوفصل نشوند، آیندۀ سیاسی عراق و اقلیم کردستان با خطر مواجه شده و بحران در آن کشور تشدید میشود.