بررسی و تحلیل ساختارمند روابط بریتانیا و اتحادیۀ اروپا از عضویت تا برگزیت (براساس رویکردهای بینحکومتگرایی و فراملیگرایی)
نویسندگان
1 استادیار گروه مطالعات منطقهای، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری مطالعات منطقهای، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2017.231312.1007048چکیده
رابطۀ بریتانیا و اتحادیۀ اروپا از ابتدای عضویت این کشور بسیار پیچیده و پرفرازونشیب بوده است. علاوهبر مؤلفههای تاریخی و غرور آنگلوساکسونی که موجب شد این کشور هیچگاه خود را در حد اتحادیۀ اروپاپایین نکشد، نوع نگرش دولتهای مختلف، رسانهها و افکار عمومی بریتانیا نسبت به اتحادیۀ اروپا و حتی دانش و اطلاعات کم در زمینۀ سازوکارهای اتحادیۀ اروپا موجب ظهور برچسبی با عنوان «بیمیل اروپایی» یا «شکاک اروپایی» شد. بریتانیا از همان اوایل دهۀ 1950 در راه پیوستن به جامعۀ زغال و فولاد بیمیل بود و در ادامه نیز پس از پیوستن به این جامعه در سال 1973 این بیمیلی را در ناسازگاری با سیاستهای مشترک (همچون سیاستهای مشترک کشاورزی،تجاری،شیلات، سیاست دفاعی- امنیتی و ...) و نپیوستن به مهمترین نمادهای همگرایی این اتحادیه همچون منطقۀ یورو و شنگن نشان داد. این مقاله با بهره گرفتن از نظریات منطقهگرایی بینحکومتگرایی و فراملیگرایی این فرضیه را مطرح میکند که تمایلات بیشتر فراآتلانتیکی بریتانیا که در «روابط ویژه» با ایالات متحده خود را نشان داده است و همچنین تمرکز بیشازحد قدرت در نهادهای اتحادیه که به واگذاری هرچه بیشتر حاکمیت منجر میشد، از مهمترین عوامل بیمیلی و در نهایت رأی به خروج این کشور در همهپرسی 23 ژوئن 2016 بود. این مقاله از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و از روششناسی استنباطی بهمنظور نیل به اهداف تحقیق استفاده شده است.