نهادگرایی در توسعه و چرایی سقوط نظام پهلوی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکتری گروه علوم سیاسی دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22059/jpq.2017.203752.1006760
چکیده

سقوط حکومت پهلوی دوم از زوایای مختلف و در چارچوب نظریه‌های گوناگون بررسی شده است. از جملۀ رویکردها در این زمینه، رابطۀ میان فرایند توسعه در این دوره و سقوط این حکومت است. مقالۀ حاضر در پی آن است که نقش فرایند نوسازی در سقوط سلسلۀ پهلوی را از منظری متفاوت بررسی کند. دلیل این تفاوت استفاده از رویکرد نهادگرایی جدید است. بدین ترتیب سؤال این مقاله از این قرار است: سقوط سلسلۀ پهلوی از منظر نظریۀ نهادگرایی چگونه قابل تبیین است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه آزمون می‌شود: فقدان وجود برنامۀ ملی و تداوم استبداد (سرکوب نهادهای مدنی) علت اصلی سقوط حکومت پهلوی بود. فرضیۀ گفته‌شده در سه نقطۀ عطف مهم عصر پهلوی دوم، یعنی تأسیس سازمان برنامه، اصلاحات ارضی در ایران و گرانی نفت و رویه‌های توسعه‌ای پس از آن به بحث گذاشته می‌شود.