اثر قارچ اندوفیت سیرندیپیتا ایندیکا بر خصوصیات رشدی و تغذیه گیاه کینوا تحت تنش شوری

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد بیولوژی و بیوتکنولوژی خاک، گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز

2 استاد بیولوژی و بیوتکنولوژی خاک گروه علوم و مهندسی خاک دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز

3 استاد گروه اکوفیزیولوژی گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز

4 استاد شیمی خاک گروه علوم و مهندسی خاک دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز

doi
10.22092/sbj.2022.354464.218
چکیده

گیاه کینوا (Chenopodium quinoa Willd.) یک گیاه شبه غله پر محصول از تیره چغندریان بوده و در برابر تنش شوری، تحمل خوبی از خود نشان می­دهد.  این گیاه به دلیل قرار گرفتن در تیره چغندریان، قادر به همزیستی میکوریزی نبوده ولی گزارش ها نشان می­دهند که قارچ اندوفیت Serendipita indica  می­تواند وارد ریشه این گیاه شده و احتمالاً قادر است مقاومت آن را در برابر تنش شوری افزایش دهد. این پژوهش به‌صورت گلدانی آزمایش فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با سه تکرار در خاک لوم شنی استریل انجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل دو سطح قارچ‌ Serendipita indica (تلقیح و عدم تلقیح) و شوری حاصل از نمک کلرید سدیم شامل سطوح 1/47(هدایت الکتریکی اولیه خاک)، 5، 10، 20 و 30 دسی‌زیمنس ‌بر متر) بودند. نتایج آزمایش نشان داد که اثر متقابل تنش شوری و تلقیح قارچ به‌غیراز غلظت عناصر نیتروژن و فسفر در بخش ریشه در سایر صفات مورد مطالعه هم در بخش هوایی و هم ریشه معنی‌دار (P<0.05) بود. همچنین با افزایش سطح تنش ، غلظت عناصر شامل نیتروژن، فسفر، پتاسیم، کلسیم و منیزیم، صفات رشدی و درصد کلنیزاسیون، در گیاه کینوا به‌طور معنی‌داری (P<0.05) کاهش یافت. قارچ S. indica توانست وزن‌ خشک‌ریشه را در شوری‌های شاهد، 5 و 10 دسی­زیمنس­ بر متر به ترتیب (23/45،  25/66 و 25/57 درصد) نسبت به تیمار عدم تلقیح افزایش دهد؛ اما وزن خشک بخش هوایی را تنها در شوری شاهد به میزان 9 درصد نسبت به تیمار بدون قارچ افزایش داد . مایه‌زنی قارچ S. indica توانست غلظت سدیم ریشه را در شوری‌های 10، 20 و 30 دسی‌زیمنس ‌بر متر به ترتیب 30/49، 66/78 و 43/55 درصد نسبت به تیمار عدم تلقیح کاهش دهد. در بخش هوایی نیز غلظت سدیم را در همان سطوح شوری به ترتیب 20/96، 13/28 و 10/24 درصد نسبت به تیمار بدون قارچ کاهش داد. . با توجه به نتایج، قارچ S. indica توانست غلظت عناصر نیتروژن و پتاسیم بخش هوایی را در دو سطح شوری 20 و 30 دسی‌زیمنس ‌بر متر نسبت به تیمار بدون قارچ به‌طور معنی‌داری افزایش دهد.