تأثیر آراء فرهنگی_اجتماعی لیوتار بر مؤلفههای هنر پستمدرن پیشرو و معاصر
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، گروه فلسفه، تهران، ایران.
2 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، گروه فلسفه هنر، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری فلسفههنر، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، گروه فلسفه هنر، تهران، ایران.
4 گروه پژوهش هنر. دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر. دانشگاه هنر.تهران ایران
doi
10.30465/os.2025.49022.1986چکیده
پستمدرن بهعنوان یک جریان هنری، در ابتدای راه خود، با واکنش و اعتراض علیه عقلمحوری و کارکردگرایی دنیای مدرن، نخست در هنر معماری نمایان و به تدریج حیطههای دیگر هنری را در بر گرفت. از سویی و در ادامه این مسیر، هنر پستمدرن پیشرو بهمثابه یک فعالیت فرهنگی، اجتماعی، هنری و فلسفی، اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم عرضه و شناخته شد. هنر پستمدرن پیشرو تا دوران معاصر نیز امتداد مسیر و حضور دارد. سؤال بنیادین اینجا این است که هنر پستمدرن پیشرو و معاصر در جهت تحقق رسالتش برسازندة چه مؤلفههایی بوده و شاخصترین آن مؤلفهها متکی به چه پشتوانه فکری و نظری است؟ اینگونه بهنظر میآید که مؤلفههای شاخص این ژانر هنری پستمدرن تأثیرپذیری ژرفی از نظریههای فرهنگی_اجتماعی لیوتار داشته است. پژوهش در جهت تبیین این ادعا به واکاوی متقن رابطه وجوه آراء فرهنگی_اجتماعی لیوتار با 10 مؤلفه بنیادین هنر پستمدرن معاصر و پیشرو میپردازد.