بررسی خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک توده‌های متأثر از زوال بلوط ایرانی در جنگل‌های کهگیلویه و بویراحمد

نویسندگان

1 استاد، مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

2 دکتری جنگلداری،‌ دانشکدۀ کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

3 کارشناس ارشد پژوهش،‌ مؤسسۀ تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

4 دانشیار، مؤسسۀ تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

5 کارشناس ارشد پژوهش،‌ مؤسسۀ تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

6 کارشناس ارشد پژوهش،‌ مؤسسۀ تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

doi
10.22034/ijf.2024.440562.1971
چکیده

مقدمه: زوال بلوط در زاگرس از جهت‌های مختلف ارزیابی شده است. این اتفاق مهم‌ترین چالش بوم‌سازگان‌های جنگلی زاگرس در دهۀ اخیر محسوب می‌شود. عوامل متعددی سبب خشکیدگی می‌شوند که از مهم‌ترین آنها می‌توان به عوامل اقلیمی و دخالت‌های انسانی اشاره کرد. این عوامل زمینه را برای زوال این درختان فراهم می‌کنند و سبب تغییراتی در ویژگی‌های خاک که از مهم‌ترین منابع پایه بوم‌سازگان‌هاست می‌شوند. در این پژوهش تلاش شد با استفاده از روش‌های منطبق بر استاندارد در پایش جهانی خاک در مناطق خشک و نیمه‌خشک، چارچوب کاری استانداردی در زمینۀ این موضوع در جنگل‌های زاگرس تنظیم و اجرا شود. مواد و روش‌ها: دو رویشگاه در دامنۀ شمالی سی‌سخت و سراب‌تاوه در استان کهگیلویه و بویراحمد مشخص شد. از بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) در تودۀ متأثر از زوال، پنج درخت سالم و پنج درخت خشکیده و در تودۀ شاهد فقط پنج درخت سالم انتخاب شد. در هر قطعه‌ نمونه یک پروفیل حفر و زیر تاج هر درخت از دو عمق خاک صفر تا 30 و 30 تا 60 سانتی‌متر یک نمونۀ ترکیبی تهیه شد. سپس نمونه‌های خاک برای اندازه‌گیری متغیرهای فیزیکی و شیمیایی به آزمایشگاه منتقل شدند. نتایج: مقادیر ذرات رس در قطعه ‌نمونۀ شاهد بیشتر از قطعه ‌نمونۀ زوال بود (به‌ترتیب 68/46 و 46/31 درصد) و بافت خاک برای توده‌های شاهد و زوال به‌ترتیب رسی و لومی- رسی بود. بررسی‌ها در شیب شمالی جنگل‌های تحت بررسی نشان داد که متغیرهای هدایت الکتریکی (58/0 دسی‌زیمنس بر متر)، فسفر قابل ‌جذب و پتاسیم تبادلی (به‌ترتیب 20 و 820 میلی‌گرم در کیلوگرم) و کربنات کلسیم (34/37 درصد) در تودۀ متأثر از زوال و کلسیم و منیزیم محلول (به‌ترتیب 84/16 و 23 میلی‌گرم در کیلوگرم)، کربن آلی و نیتروژن کل (به‌ترتیب 7/2 و 27/0 درصد) در تودۀ شاهد بیشتر بودند. در تودۀ متأثر از زوال، مقادیر پتاسیم تبادلی و نیتروژن کل خاک در عمق 60-30 سانتی‌متر بیشتر از عمق 30-0 سانتی‌متر بود، حال‌ آنکه مقادیر این عناصر در تودۀ شاهد در عمق 30-0 سانتی‌متر به‌طور معنی‌داری بیشتر از عمق 60-30 سانتی‌متر بود. ویژگی‌های بصری دو تودۀ متأثر از زوال و شاهد براساس روش لادا، در وضعیت خوب و براساس امتیازهای آزمایشگاهی در وضعیت متوسط قرار داشتند. نتیجه‌گیری: خاک با بافت رسی در قطعه ‌نمونۀ شاهد به حفظ بیشتر رطوبت و مواد غذایی کمک کرده است و از طرفی در توده‌های تحت تأثیر زوال، لاشبرگ ورودی به خاک کم است و در نتیجه بیشتر مقادیر پارامترهای اندازه‌گیری‌شدۀ فیزیکی و شیمیایی خاک به‌خصوص در عمق اول در مقایسه با تودۀ سالم کمتر بوده است. با توجه به ارزیابی لادا به‌طور کلی، دو تودۀ متأثر از زوال و شاهد بلوط ایرانی در شیب شمالی جنگل‌های کهگیلویه و بویراحمد از شرایط مناسب و خوبی برخوردار بودند.