بنیان‌های نظری رهیافت پیشاروایت اخلاقی – انسانی جنگ تحمیلی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2017.62854
چکیده

   روایت‌شناسی یا بازشناسی امر واقعی در امر مَجازی، هم به‌مثابۀ روش و ابزار، و هم به‌مثابۀ رهیافتِ شناختی در علوم اجتماعی برای توصیف، تشریح و تبیین پدیده‌های زمان‌مند، معنادار و زمینه‌مند کاربرد دارد. این چشم‌انداز شناختی به‌عنوان پارادایم و حوزۀ معرفتی از نظریه‌ها و رویکردهای مختلفی تشکیل می‌شود که هر یک از آنها بر بخشی از عناصر و متغیرهای نظری تأکید می‌کنند. از آنجا که رویکرد اخلاقی- انسانی از جنگ تحمیلی، وجوه و لایه‌های مختلفی از متغیرهای ذهن، معنا، ارزش، زمان، کنش جمعی، راوی، هویت، تجربه، خاطره، ساختار و کارگزار را در خود نهفته دارد، ضروری است برای رسیدن به الگووچارچوب نظری منسجم و جامع، تبارشناسی دقیقی از نظریه‌های موجود صورت گیرد.نظریه‌های رئالیسم روایتی،روایت‌گرایی تاریخی،نظریۀ برساخت‌گرایی روایتی، نظریۀ توصیف و تبیین تصویر و بازی زبانی،نظریۀ تجربۀ زیسته، نظریۀ محاکات زمان و رهیافت حکایت نزدیک به واقعه در زمرۀ این بازخوانی نظری از بنیان‌های فکری و اندیشگی روایت‌شناسی هستند. در همین زمینه مقالۀ حاضر در پی بازشناختعناصر، مفاهیم و متغیرهای حساس و اصلی این نظریه‌ها و پیوند آن با موضوع اصلی است.