معادلات آلومتری زیتوده و اندوختۀ کربن دو گونه بادام طاووسی (Prunus arabica (Olivier) Meikle) و بادام برگسنجدی (Prunus elaeagrifolia (Spach) Fritsch) در جنگلهای کرهبس چهارمحال و بختیاری
نویسندگان
1 پژوهشگر پسادکتری، بخش تحقیقات جنگلها و مراتع، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان چهارمحال و بختیاری، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، شهرکرد
2 استادیار پژوهش، گروه علوم جنگل، دانشکدۀ منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد
3 دانشجوی دکتری، گروه علوم جنگل، دانشکدۀ منابع طبیعی و علوم زمین، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد
4 دانشیار پژوهش، بخش تحقیقات جنگلها و مراتع، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان
doi
10.22034/ijf.2025.495245.2027چکیده
مقدمه: جنگلها از بومسازگانهای پیچیده و حیاتی هستند که در فرایند مدیریت تغییرات اقلیمی و کاهش انتشار گازهای گلخانهای بسیار اثرگذارند. حفظ و مدیریت جنگلها با توجه به اهمیت آنها در ذخیرهسازی کربن و قرار داشتن در معرض تهدیدهای ناشی از فعالیتهای انسانی ضروری است. برآورد دقیق زیتوده و ذخیرۀ کربن، بهویژه در جنگلهای زاگرس، برای طراحی راهبردهای مدیریتی اهمیت دارد. این تحقیق به بررسی و برآورد زیتوده و ذخیرۀ کربن دو گونۀ مهم جنگلی، بادام طاووسی (Prunus arabica (Olivier) Meikle) و بادام برگسنجدی (Prunus elaeagrifolia (Spach) Fritsch) میپردازد و برای نخستین بار مناسبترین مدلهای آلومتریک را برای این گونهها ارائه میدهد. این مدلها با استفاده از ویژگیهای سنجشپذیر درختان، برآوردهای بسیار دقیقی ارائه میدهند. مواد و روشها: این تحقیق در رویشگاه طبیعی بادام جنگلی کرهبس در شهرستان خانمیرزا در استان چهارمحال و بختیاری انجام گرفت. با پیاده کردن 30 قطعه نمونۀ 1000 متر مربعی در منطقه به روش نمونهبرداری تصادفی طبقهای، 30 پایه (15 پایه از هر گونه) از طبقات مختلف تاجی انتخاب و پارامترهای کمّی آنها شامل قطر متوسط تاج، قطر قطورترین جست، تعداد جست و ارتفاع کل اندازهگیری شد. درختچههای انتخابشده، قطع و در عرصه توزین شدند و نمونهبرداری برای تعیین وزن خشک و درصد کربن انجام گرفت. درصد کربن در آزمایشگاه به روش احتراق اندازهگیری شد. مدلهای یک و چندمتغیره برای ایجاد معادلات آلومتریک استفاده و اعتبارسنجی شدند. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که در بادام طاووسی، مدلهای تکمتغیرۀ توانی با متغیر قطر متوسط تاج دارای بیشترین ضریب تبیین (98/0) و کمترین خطای پیشبینی (4/16 درصد) بودند. همچنین مدلهای دومتغیره با ترکیب قطر متوسط تاج و قطر قطورترین جست و نیز متغیرهای ارتفاع و قطر قطورترین جست نتایج مشابهی ارائه دادند و ضریب تبیین آنها به 93/0 رسید. در مورد بادام برگسنجدی، بهترین مدل معادلۀ تکمتغیرۀ توانی برمبنای قطر متوسط تاج با ضریب تبیین 93/0 و خطای 1/16 درصد بود. افزونبر این، همۀ مدلهای دومتغیرۀ این گونه نیز با ضریب تبیین حدود 80/0 بودند، اما مقدار خطای برآوردی در آنها زیاد بود. نتیجهگیری: این پژوهش به اهمیت زیتوده بهمنزلۀ شاخصی اساسی در سنجش بهرهوری و سلامت بومسازگانهای جنگلی و نقش آن در ارزیابی ذخایر کربن و مدیریت کاهش انتشار گازهای گلخانهای تأکید دارد. مدلهای آلومتریک، بهویژه معادلات توانی، برای برآورد دقیق زیتوده و اندوختۀ کربن در گونههای بادام طاووسی و برگسنجدی بهخوبی استفاده میشوند. قطر متوسط تاج و قطر قطورترین جست، بهترین پیشبینیکنندهها برای زیتوده شناسایی شدند. همچنین معادلات چندمتغیره در بومسازگانهای خاص، بهویژه جنگلهای زاگرس که تحت تأثیر فعالیتهای انسانی قرار دارند توصیه میشود. در کل، نتایج نشاندهندۀ توان زیاد مدلهای آلومتریک برای بهبود دقت برآوردهای زیتوده و کربن در مناطق جنگلی است. نتایج این پژوهش به افزایش دانش علمی دربارۀ دینامیک زیتوده و کربن کمک میکند و میتواند در بهینهسازی سیاستهای مدیریتی، حفاظتی و ارزشگذاری این بومسازگانها مؤثر باشد و آسیبهای ناشی از روشهای تخریبی را به حداقل برساند.