مبارزه با تروریسم بین‌المللی: الزامات عملی و چالش‌های نظری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه مطالعات منطقه‌ای، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران

2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2017.62855
چکیده

این مقاله در پی واکاوی بخشی از علل ناکامی دولت­ها و نهادهای بین­المللی در مهار تروریسم فزاینده است. اینکه با وجود اجماع نظر موجود دربارۀ تهدیدهای ناشی از تروریسم، چرا تاکنون همکاری­های بین­المللی برای مبارزه با این پدیده ناکارامد بوده است. متن حاضر، از چشم‌انداز نظریه­های روابط بین­الملل در پی پاسخگویی به این پرسش برآمده و با روشی تبیینی و تحلیلی، امکانات و محدودیت­های هر یک از رویکردهای نظری واقع­گرایی، لیبرالیسم و سازه­انگاری را مدنظر قرار داده است. غلبۀ واقع­گرایی و تفکرات مبتنی بر آن، به­سبب تعارض سنت­های واقع‌گرایانۀ پذیرفته‌شدۀ دولت­ها با برخی نتایج حاصل از سازوکارهای موجودِ همکاری بین­المللی برای مبارزه با تروریسم، بیشتر مورد توجه بوده است. یافته­های این مطالعه نشان می­دهد که در ابتدا، درک متفاوت دولت­ها از پدیدۀ تروریسم و اختلاف­نظر در تعریف عملیات تروریستی، که به تعارض در شناسایی مصادیق منجر می­شود، مانع بزرگ همکاری­های بین­المللی است. سپس، فاصلۀ موجود در اولویت­بندی دولت­ها که براساس منافع ملی هر یک از آنها شکل می­گیرد، فرایند همکاری­های بین­المللی را به­شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد و علاوه‌بر آن، تلاش قدرت­های بزرگ برای بهره­برداری از این فرصت­های همکاری بین­المللی در جهت پیشبرد منافع و اهداف خود، زمینه­های اصلی ناکامی همکاری­ها و نیز نهادهای بین­المللی در مبارزه با تروریسم است.