ساخت دوگانۀ دولتسازی نوین افغانستان
نویسندگان
1 استاد گروه علوم سیاسی دانشکدۀ علوم اداری و اقتصادی دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشجوی دکتری روابط بینالملل دانشگاه خوارزمی
doi
10.22059/jpq.2017.62857چکیده
دولتسازی نوین افغانستان، پس از یورش آمریکا، پنجمین فرایند دولتسازی در تاریخ سیاسی افغانستان است. هدفِ نوشتار حاضر، بررسی ویژگیهای پروسۀ جدید دولتسازی افغانستان است که تحت تأثیر نیروی خارجی و در پرتو رخدادهای نوین نظام بینالملل، شکل گرفت. در پاسخ به پرسشِ بنیادین نوشتار (چیستی ویژگیهای دولتسازی نوین افغانستان)، این فرضیه طرح شد که ناتمام ماندن مداوم فرایندهای ملت-دولتسازی در تاریخ معاصر افغانستان، بههمراه خصلتهای جدید در سیاست خارجی آمریکا، سبب شد پروسۀ دولتسازی از بالا (دولتسازی هدایتشده از محیط بیرونی، بهمنظور حذف دولت فرومانده و ایجاد دولت سرمشق) معیار قرار گیرد. در نوشتار پیشرو، چارچوب نظری ساخت دوگانۀ دولتسازی نوین، بهکار رفته است. دولتسازی عمودی و افقی، خصلت دولتسازیهای نوین است که بر پایۀ تخریب سازنده قرار دارد. ساختار معیوب باید به نفع ساختمان نوساز، تخریب شود؛ موضوعی که سبب شد افغانستان، به کارگاه آزمایش چنین پروژهای تبدیل شود.