کندوکاوی انتقادی در چیستی و ماهیت نئولیبرالیسم

نویسندگان

1 پژوهشگر پسادکتری جامعه‌شناسی، دانشگاه آیت‌الله العظمی بروجردی (ره)، بروجرد، ایران.

doi
10.30479/wp.2025.21375.1138
چکیده

هدف از نگارش مقاله حاضر بررسی نظری و انتقادی نئولیبرالیسم است. نئولیبرالیسم فلسفه‌ای سیاسی و اقتصادی است که از دهه 1980 به‌بعد به‌شکلی چشم‌گیر، ساحت‌های مختلف زندگی انسان را تحت تأثیر قرار داد. روش این پژوهش اسنادی بوده و بر اساس متون مختلف، به بررسی ماهیت نئولیبرالیسم و نقدهای وارده به آن پرداخته است. بر این اساس، در مقاله حاضر ابتدا ریشه‌های تاریخی نئولیبرالیسم بر اساس آراء متفکرانی چون فردریش فون‌هایک، فردریش فون‌میزس و میلتون فریدمن مورد بررسی قرار گرفته و سپس ویژگی‌های اساسی نظم نئولیبرال که عبارتند از: تأکید بر بازار آزاد، تکنولوژی، عدم مداخله دولت یا مداخله دولت به‌نفع بازار، آزادی‌های فردی و فردگرایی، رقابت‌گرایی، خصوصی‌سازی و سودجویی و حکمرانی سیاسی تحلیل شده‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد نئولیبرالیسم بر اساس منطق بازار ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی را دگرگون کرده، فرمی از عقلانیت اقتصادی را توسعه داده که حسابگری اقتصادی را در هر حوزه‌ای بر سوژه تحمیل کرده، بار مسئولیت را از دوش ساختار به‌معنای دولت برداشته، و بر دوش فرد گذاشته، مصائب روانی چون افسردگی و استیصال را که ناشی از فردگرایی اقتصادی و رقابت‌جویی است، بر سوژه تحمیل کرده و در نهایت مصرف‌گرایی و کمیت‌گرایی را به تمامی حوزه‌های زندگی گسترش داده است.