بررسی تطبیقی اندیشۀ میرزا ملکمخان و جلال آلاحمد؛ از تجددگرایی تا هویت ایرانی-اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسیارشد گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2017.62860چکیده
عقبماندگی پدیدهای است که ذهن بسیاری از روشنفکران معاصر ایران را به خود معطوف کرده است. این پژوهش به واکاوی و نقد اندیشۀ «میرزا ملکمخان نظامالدوله» و «جلال آلاحمد» پیرامون چرایی وقوع این پدیده و چگونگی برونرفت از آن میپردازد. جوهر اندیشۀ ملکمخان مبارزه با عقبماندگی در پرتو تجددگرایی است و آلاحمد نیز بومیگرایی و بازگشت به فرهنگ اسلامی را چارۀ کار میداند. سؤال اصلی پژوهش چرایی تفاوت در پاسخ این دو متفکر به بحرانی یکسان است. براساس فرضیۀ این پژوهش، بهعلت شرایط سیاسی- اجتماعی و پیشفرضهای ذهنی متفاوت ملکم و آلاحمد، در مرحلۀ مشاهده و کشف بحران، هر یک از آن دو، جامعۀ آرمانی متفاوتی را فرادید آورده و به پاسخهای مختلف و متضادی رسیدهاند. در پایان با تأکید بر برداشت «همزمان» (synchronic) و غیرتاریخی هر دو متفکر از پدیدۀ عقبماندگی، به مقایسۀ اندیشۀ تحولخواهانۀ آن دو در چارچوب نظریۀ بحران اسپریگنز پرداخته میشود.