ارزیابی و مقایسۀ ژنوتیپهای تشکیلدهندۀ باغ بذر سیاهتاغ (Haloxylon aphyllum (Minkw.) Iljin) در سه نسل متوالی
نویسندگان
1 1استادیار پژوهش، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی قم، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، قم. ایران.
2 استادیار پژوهش، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی قم، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، قم. ایران.
doi
10.22034/ijf.2025.442629.1975چکیده
مقدمه: گونههای جنس تاغ (Haloxylon sp.) از گیاهان سازگار با خاکهای شنی و ضعیف هستند که در برنامههای تثبیت شنهای روان نتایج رضایتبخشی داشتهاند. بیشتر تاغزارهای دستکاشت کشور، دچار پژمردگی و زردی شاخ و برگ هستند و مشکلات زیادی مانند آلودگی شدید به آفات و بیماریها گریبانگیر آنها شده است. یکنواختی و نبود تنوع در بین نهالهای کشتشدۀ تاغ و فاصلۀ کم و تراکم کشت از دلایل این مسئله بیان شده است. باغ بذر با تولید بذرهای مناسب و متنوع یکی از راههای حل مشکل و اصلاح گونههای جنگلی است. لازمۀ تشکیل باغ بذر، ارزیابی اولیۀ جمعیتهای مختلف و انتخاب ژنوتیپهای برتر است. مواد و روشها: این تحقیق در ادامۀ یک پروژه ملی که در آن در دو نسل متوالی جمعیتهای مختلف سیاهتاغ ارزیابی شدند، در سالهای 1401- 1396 در ایستگاه تثبیت شن بعثت شهرستان قم انجام گرفت. در نسل اول 27 جمعیت در پنج سال و سپس در نسل دوم 18 جمعیت برتر انتخابی در پنج سال ارزیابی شدند و در نهایت 9 جمعیت برتر و متنوع برای تشکیل باغ بذر در نسل سوم انتخاب شدند. ابتدا در هر جمعیت برتر با حفظ شجره، تعدادی از پایهها انتخاب و بذرگیری شدند. بذرهای پایههای منتخب در گلدان پلاستیکی کاشته شده و در اواخر اسفند 1396 پنج تا هفت پایۀ مناسب از نه جمعیت انتخابی برتر در عرصۀ اصلی کشت شدند. بهمنظور ممانعت از درونزادآوری و تلاقیهای خویشاوندی، بین نهالهایی که از یک ژنوتیپ مادری بودند، بیشترین فاصلة ممکن داده شد. در طول پنج سال صفات رشد طولی نهالها، رشد قطری تنۀ اصلی و شادابی نهالها و از سال سوم تا پنجم قطر تاجپوشش اندازهگیری شد. تجزیۀ واریانس مرکب صفات به تفکیک در هر نسل و نیز مقایسۀ میانگین صفات با استفاده از روش آزمون چنددامنهای دانکن به تفکیک در هر نسل و برای میانگین پنجساله و سال پنجم صورت گرفت. همچنین واریانس ژنوتیپی و فنوتیپی صفات به تفکیک هر نسل و براساس نتایج حاصل از تجزیۀ مرکب آنها محاسبه شد. یافتهها: نتایج تجزیۀ واریانس مرکب صفات تحت بررسی در نسلهای اول تا سوم سیاهتاغ نشان داد که در صفات رشد طولی و قطری درختچهها و نیز قطر تاجپوشش، اثر ژنوتیپ و سال در سطح احتمال اشتباه 1 یا 5 درصد در هر سه نسل معنیدار بود. همچنین اثر ژنوتیپ در نسل دوم و اثر سال در نسلهای اول و سوم در نمرۀ شادابی معنیدار بود. اثر متقابل ژنوتیپ در سال در صفات رشد طولی و قطر تاجپوشش در نسل دوم و نیز رشد قطری تنۀ اصلی در نسل سوم معنیدار بود که نشان میدهد روند تغییر این صفات در سالهای مختلف یکسان نبوده است. مقایسۀ میانگین صفات در ژنوتیپهای مختلف در نسلهای اول تا سوم نیز نشان داد که جمعیتهای 8، 9، 5 و 3 در بیشتر سالها و نسلها از نظر صفات تحت بررسی برتر از بقیه بودند. میانگین صفات ارتفاع درختچهها و قطر تنه در طی سه نسل افزایش یافته بود، بهطوری که میانگین این صفات در نسل سوم بهطور معمول بیشتر از نسلهای قبل بود. در نسل اول وراثتپذیری رشد طولی و قطری نهالها بهترتیب 34/0 و 29/0 بود. در نسل دوم مقدار وراثتپذیری عمومی صفات کمتر از نسل اول و در نسل سوم وراثتپذیری عمومی صفات از 27/0 برای قطر تاج تا 43/0 برای رشد طولی درختچهها در نوسان بود. نتیجهگیری: با توجه به تنوع مناسب ژنوتیپهای تشکیلدهندۀ باغ بذر، بذرهای حاصل میتواند تنوع لازم را در عرصههای کشت این گونه ایجاد کند. بررسی روند تغییر صفات در ژنوتیپهای بهکاررفته و وضعیت واریانس ژنوتیپی و وراثتپذیری در طی سه نسل نشان داد که پایداری مطلوبی از نظر بروز صفات در بین ژنوتیپها وجود دارد. پایداری صفات در ژنوتیپها کمک زیادی به پایداری تولید بذر و نیز پایداری وضعیت نهالهای تولیدی از این بذرها در عرصههای طبیعی خواهد کرد که از اهداف اصلی احداث باغ بذر درختان جنگلی است. همچنین ارزیابی روند تغییر واریانس ژنوتیپی و وراثتپذیری آنها در ژنوتیپهای تشکیلدهندۀ باغ بذر نشاندهندۀ بهبود میانگین صفات مهم در آنها بود. نتایج این تحقیق بهخوبی اهمیت و کارکرد مناسب احداث باغ بذر در گونههای جنگلی و بهویژه بیابانی را نشان داد.