ارزیابی کیفیت تنۀ درختان دانه‌زاد بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) در ارتباط با طبقۀ قطری و ارتفاع از سطح دریا در جنگل‌های ایلام

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم جنگل، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام

2 دانشجوی دکتری علوم جنگل، دانشگاه ایلام، ایلام

3 دانشیار گروه علوم جنگل، دانشکدۀ کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام

4 دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد علوم جنگل، دانشگاه ایلام، ایلام

doi
10.22034/ijf.2025.475238.2006
چکیده

مقدمه: جنگل‌های بلوط زاگرس با وجود ارزش‌های بی‌مانند زیست‌محیطی و اقتصادی، با چالش‌های متعددی از جمله قطع درختان، تغییر کاربری اراضی، چرای بی‌رویۀ دام و فعالیت‌های کشاورزی روبه‌رو هستند که فشار شدیدی بر سلامت و کیفیت درختان وارد می‌آورد. این عوامل مخرب سبب پوسیدگی در تنه، خشکیدگی تاج و تنه، ایجاد زخم و حفره و دیگر ناهنجاری‌ها می‌شود و تداوم این روند تخریبی، به‌ویژه تحت تأثیر گرمایش زمین، ممکن است به تضعیف جمعیت گونه‌های جنگلی و تهدید جدی برای آیندۀ جنگل‌های بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) منجر شود. هدف این پژوهش ارزیابی کیفیت ظاهری تنۀ درختان بلوط در جنگل‌های زاگرس به‌منظور شناسایی و تحلیل آسیب‌ها و نقایص گوناگون برای مدیریت پایدار و حفظ سلامت جنگل‌هاست. مواد و روش‌ها: در این تحقیق، به ارزیابی کیفیت تنۀ درختان بلوط ایرانی در سه طبقۀ ارتفاعی مختلف شامل پایین‌بند (قلارنگ 1400-1150 متر)، میان‌بند ­(سیوان 1650-1400 متر) و بالابند ­­(مانشت 1900-1650 متر) در جنگل‌های زاگرس پرداخته شد. برای تحلیل جامع آسیب‌ها و نقایص تنۀ درختان، از الگوی ارزیابی لاریو استفاده شد که شامل شناسایی و طبقه‌بندی نقایص به دسته‌های مختلف مانند حفره‌ها، زخم‌ها و دیگر ناهنجاری‌ها براساس ظاهر درختان است. این الگو ابزار مفیدی برای درک و مدیریت وضعیت سلامت درختان و بهبود روش‌های حفاظت از جنگل‌ها به شمار می‌رود و نتایج مؤید کاربرد مؤثر این الگو در مدیریت پایدار جنگل‌های زاگرس است. یافته‌ها: نتایج این پژوهش نشان داد که درختان در طبقه‌های ارتفاعی و قطری مختلف، آسیب‌دیدگی‌های متفاوتی داشتند. درختان دارای قطر کمتر از ۳۵ سانتی‌متر بیشتر در معرض آسیب‌های مختلف مانند زخم‌ها، حفره‌ها و خشکیدگی در تنه بودند. درختان طبقۀ قطری دوم (بیشتر از ۳۵ سانتی‌متر) آسیب‌دیدگی کمتری داشتند. در ارتفاعات پایین‌بند، بیشترین آسیب‌دیدگی مشاهده شد و به‌ویژه درختان دارای قطر کمتر از ۳۵ سانتی‌متر آسیب‌های بیشتری را تجربه کردند. تفاوت‌های معنی‌داری بین طبقه‌های قطری و ارتفاعی در مناطق مختلف وجود داشت که نشان‌دهندۀ تأثیر شرایط اکولوژیکی و ساختار درختان بر آسیب‌دیدگی آنهاست. همچنین تخریب‌های انسانی، حضور دام، انگیزه‌های اقتصادی مانند کشت زیرآشکوب و سرشاخه‌زنی در منطقۀ پایین‌بند موجب ضعف فیزیولوژیک درختان، ایجاد حفره و زخم، آسیب‌های فیزیکی و درنتیجه خشکیدگی، زوال درخت و کاهش پایه‌های درختان سالم شد. نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که الگوی لاریو در جنگل‌های زاگرس ایلام به‌عنوان یک ابزار علمی کارآمد و مؤثر می‌تواند نقش مهمی در ارزیابی و مدیریت این جنگل‌ها داشته باشد. این الگو با سنجش شاخص‌های مختلف، وضعیت سلامت جنگل‌ها را ارزیابی می‌کند. این ارزیابی‌ها به مدیران منابع طبیعی امکان می‌دهد که با اطلاعات دقیق‌تری درباره وضعیت جنگل‌ها، تصمیمات مؤثرتری برای حفظ و احیای این منابع ارزشمند بگیرند. استفاده از الگوی لاریو می‌تواند به بهبود مدیریت پایدار، کاهش آسیب‌های ناشی از بهره‌برداری غیرمجاز و افزایش پایداری اکوسیستم‌های جنگلی زاگرس کمک کند. به این ترتیب، این الگو به‌عنوان یک ابزار علمی مؤثر، نقش کلیدی در حفظ و تقویت پایداری جنگل‌های زاگرس دارد.