میکرومقاومت در سینمای اعتراضی پیش از انقلاب؛ بررسی موردی قیصر و گوزن‌ها

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ اقتصاد و علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22059/jpq.2017.61758
چکیده

در این نوشتار برآنیم به چرایی موج اعتراضات برخاسته از دو فیلم قیصر و گوزن­ها در برابر گفتمان پهلوی براساس آموزه­های فوکو پاسخی معتبر ارائه دهیم. نگارندگان معتقدند بررسی اضمحلال گفتمان پهلوی براساس رویکرد نظری میکروفیزیک قدرت درون سینمای قبل انقلاب، موضوعی است دارای اهمیت فراوان که تاکنون از موضوعات علمیِ بررسی چرایی به حاشیه رفتن گفتمان پهلوی کنار مانده است. بدین ترتیب، فرضیه­ای که تنظیم شده است بدین ­شرح است که، سینما با تجمیع خلاقیت­های سایر هنرها درون خود، بستر مناسبی برای میکروفیزیک­های قدرت، روابط نیروها و دانش­ها فراهم می­آورد تا در این فضا به انتشار گزاره­های گفتمانی و کردارهای غیرگفتمانی خویش به شکل تأثیرگذارتری بپردازند. این انتشار، از رهگذر میکروسیاست و میکرومقاومت می­تواند سوژه­ها را در جهت تابع شدن سوق دهد؛ چنانکه قیصر و گوزن­ها توانستند مظهر میکرومقاومت علیه نظم ترسیم‌شدۀ گفتمان پهلوی در سینمای قبل از انقلاب شوند و بدین ­ترتیب، با اقناع­کنندگی فراوان، روحیۀ مخالفت­جویی را در جامعه پراکنده کنند و اعتراضات خشونت‌آمیز و غیرخشونت­آمیز علیه نظم حکومتی را سبب شوند.