جایگاه سیاست و انسان در فرایند هستی نزد فلسفه سهروردی.

نویسندگان

1 دانش آموخته دکترای فلسفه از دانشگاه تبریز

2 استادیار گروه فلسفه دانشگاه کردستان

doi
10.22061/orj.2025.2383
چکیده

بر خلاف تصور رایج که هستی­شناسی اشراقی را حقیقی سربسته تصور می­کنند که برای انسان به صورت امر داده وجود دارد، نگارنده معتقد است نظام اشراقی فرایندی است که تحقق آن با دخالت مناسبات انسانی قابل توضیح است. سوال اصلی مقاله حاضر این است که هستی­شناسی اشراقی چیست و چه نسبتی میان آن با مناسبات انسانی و سیاست می­تواند برقرار شود؟ نگارنده برای پاسخ به این سوال سعی کرده است با توجه به یافته­های زیر پاسخ دهد. به همین منظور ابتدا هستی­شناسی سهروردی در قوس نزول و قوس صعود توضیح داده می­شود و بعد از آن با اشاره به موثر بودن نسبت انسانی در فرایند ارجاع مغرب هستی به مشرق انوار زمینه ورود امر سیاسی به تعین هستی را فراهم می­کند. در ادامه از طریق گسترش امر سیاسی به قوس نزول کل دایره هستی را با سیاست پیوند داده و میان فرایند تکوین هستی و سیاست پیوندی ناگسستی ایجاد می­کند. نگارنده در این مقاله از روش توصیفی – تحلیلی استفاده کرده است.