تبیین وظیفه‌گراییِ معرفتی در نهج‌البلاغه و آثار آن در نظام تعلیم‌وتربیت

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان

doi
10.22084/nahj.2019.17895.2179
چکیده

  چکیده انسان­ها هر روزه با باورها، ادعاها و موضوعاتی در زمینه­های مختلف دینی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و ... مواجه می­شوند که باید در مقام پذیرش یا رد آن­ها برآیند. لازمه طرح کردن، پذیرش یا رد هر باور و ادعایی، ابتنای آن بر عقلانیت است. قرآن کریم، نهج­البلاغه و سایر منابع دینی و احادیث و روایات همواره آدمی را به عقل­ورزی و پرهیز از مسکوت ماندن قوۀ تعقل دعوت کرده­اند. وظیفه­گراییِ معرفتی، فرد را به­سوی بررسی عقلانی یک ادعا قبل از طرح، پذیرش یا رد آن سوق می­دهد. هدف از پژوهش حاضر تبیین وظیفه­گراییِ معرفتی در نهج­البلاغه و آثار آن در نظام تعلیم و تربیت است. برای این منظور از روش تحلیل مفهومی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شده که طی آن ابتدا وظیفه­گراییِ معرفتی مورد تحلیل قرار گرفت و سپس متن کامل نهج­البلاغهمورد بررسی قرار گرفته و چهـار مؤلفۀ پرسشـگری، استـدلال­ورزی، جامعیت فکری، حقیقت­جویی، برای وظیفه­گراییِ معرفتی تبیین شد و نتایج کاربست آن در نظام تعلیم و تربیت، بررسی شد.