تنوع ژنتیکی پایه‌های منتخب شیردار (Acer cappadocicum Gled.) با استفاده از نشانگرهای SSR برای تشکیل باغ بذر

نویسندگان

1 استادیار، مؤسسۀ تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

2 استادیار، مؤسسۀ تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

doi
10.22034/ijf.2024.428309.1956
چکیده

مقدمه: تشکیل باغ بذر افزون‌بر تأمین بذرهای تکرارپذیر و نهال‌های باکیفیت، در تأمین تنوع ژنتیکی کافی برای پژوهش‌های آینده نیز اهمیت دارد. شیردار یا شیرپلت (Acer cappadocicum Gled.) از سرده افرا و از درختان بومی ایران و از گونه‌های مهم جنگل‌های هیرکانی است. در این پژوهش، فواصل ژنتیکی پایه‌های مادری شیردار که به‌منظور احداث باغ بذر کشت شدند ارزیابی شد. هدف اصلی این پژوهش اجتناب از پس‌روی خویش‌آمیزی و یکنواختی ژنتیکی جمعیت حاصل از این پایه‌های مادری بود.مواد و روش‌ها: به‌منظور تولید نهال و انتقال آنها به باغ بذر شیردار، 21 پایۀ مادری دارای فنوتیپ مناسب از سه جمعیت در جنگلی به مساحت تقریبی 100هزار هکتار شناسایی شد و از آنها بذر جمع‌آوری و به تفکیک پایه‌های مادری به نهال تبدیل شد و نمونه‌های برگی جمع‌آوری شد. پس از استخراج DNA، واکنش زنجیره‌ای پلیمراز با استفاده از نشانگرهای SSR برای تکثیر باندهای DNA انجام گرفت. براساس نتایج، در 15 مکان SSR تکثیر قطعه صورت گرفت.یافته‌ها: در مجموع برای 15 جفت آغازگر SSR، 63 آلل چندشکل در 21 پایۀ منتخب شیردار شناسایی شد. بیشترین مقادیر شاخص‌های تنوع ژنتیکی برای جمعیت دهمیان و کمترین مقادیر برای کلیج‌کلا برآورد شد. هتروزیگوسیتی (H) بین 23/0 (جمعیت دهمیان) و 16/0 (جمعیت کلیج‌کلا) متغیر بود. افزون‌بر این، این دو جمعیت (دهمیان و کلیج‌کلا) نیز به‌ترتیب بیشترین (38/1) و کمترین (08/1) مقدار ضریب شانون را نشان دادند. میزان شباهت ژنتیکی جاکارد در ژنوتیپ‌ها از 001/0 تا 52/0 متغیر بود که نشان‌دهندۀ شباهت کم پایه‌ها در داخل هر کدام از گروه‌ها بود. بنابراین گزینش برای بذرگیری باید از پایه‌های دارای قرابت ژنتیکی کمتر که در خوشه‌های مجزا قرار گرفته‌اند صورت گیرد تا از پسروی ژنتیکی حاصل جلوگیری شود.نتیجه‌گیری: در بررسی تنوع ژنتیکی دو جمعیت، نشانگرهای به‌کار‌رفته کارایی زیادی در تفکیک ژنوتیپ‌ها داشتند. تنوع ژنتیکی بین دو جمعیت کمتر از تنوع ژنتیکی درون جمعیتی بود. با این‌حال فواصل ژنتیکی بر‌اساس معیارهای مربوط محاسبه شد و با در نظر گرفتن ضریب تشابه، پایه‌های مادری در سه خوشۀ اصلی جای گرفتند. پایه‌هایی با تشابه زیاد مانند کلیج‌کلا 3، 7 و 5، از طرفی دهمیان 9 و کلیج‌کلا 7 مشاهده شد. اطلاعات حاصل از این پژوهش برای مدیریت پایه‌های کشت‌شده در باغ بذر و چینش پایه‌ها و کشت نکردن پایه‌های دارای قرابت ژنتیکی زیاد در کنار یکدیگر و جلوگیری از پسروی خویش‌آمیزی کاربرد دارد.