سنت واقع‌گرایی در ایران

نویسندگان

1 دانشیار گروه روابط بین‌الملل دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2017.60781
چکیده

یکی از پایه­های تدوین نظریه­های بومی روابط بین­الملل، توجه به سنت­های فکری و عملی در طول تاریخ روابط خارجی یک کشور است. البته ایرانیان در طول تاریخ چه در سطح نخبگان سیاسی و چه در سطح نخبگان علمی و فرهنگی تصور و فهم ثابتی از سیاست جهانی نداشته‌اند و برداشت‌هایشاندر نتیجة شرایط خاص تاریخی چه در داخل و چه سطح منطقه‌ای و بین‌المللی دچار تحول شده است. استدلال اصلی این مقاله آن است که می‌توان تداوم عنصری واقع‌گرایانه را در بسیاری از این تصورات و برداشت‌های متفاوت دید. کاوش در این فهم‌ها و ضعف‌ها و قوت‌های آنها می‌تواند راه را برای تولید نوعی نظریۀ «واقع‌گرایانۀ ایرانی» در مورد روابط بین‌الملل با اتکا بر فرهنگ ایرانی و تجارب تاریخی هموار کرده و به فهم رفتار سیاست خارجی ایران در دوره­های مختلف کمک کند. این پژوهش در تلاش برای روشن ساختن خصوصیات سنت واقع‌گرایی در ایران نشان می‌دهد کهچهار تقریر اصلی از «واقع‌گرایی ایرانی» را می‌توان تشخیص داد که عبارت‌اند از: منطقه‌ای، انقیادی یا تسلیم‌طلبانه، عمل‌گرایانه و انتقادی/مواجهه‌جویانه. این تقریرات بیشتر براساس نگاه سیاستمداران و دولتمردان و تا حدی براساس عملکرد سیاست خارجی ایران استخراج شده­اند.