"رهایی" و فراروی از دیالکتیک

نویسندگان

1 استادیار گروه نظریه‌پردازی سیاسی و روابط بین‌الملل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.22059/jpq.2017.60782
چکیده

سخن از رهایی به‌مثابة بخش مهمی از بحث تحول اجتماعی، جایگاه ویژه‌ای در تفکر سیاسی جدید دارد. پیوند این بحث با فلسفۀ تاریخ در دو سدۀ اخیر، که فصل بزرگی از آن به خط فکری آغازشده از هگل بازمی‌گردد، موجب شده است که سخن از رهایی با محورهای اصلی این سنت فکری ارتباط تنگاتنگی بیابد. "دیالکتیک" با وجوه هستی‌شناختی، شناخت‌شناسانه و روش‌شناختی‌اش محور اصلی پیوند یادشده است. در این مقاله ضمن بررسی نسبت دیالکتیک با بحث رهایی و دشواری‌هایی که از این نسبت متوجه نظریه‌های معطوف به رهایی شده، ضرورت نقد و فراروی از دیالکتیک در دستیابی به نظریه‌های راهگشاتر به بحث نهاده شده است.