تاریخگرایی و ساختارگرایی در اندیشۀ محمد عابدجابری: بررسی و نقد
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی ایلام
doi
10.22059/jpq.2017.60783چکیده
گذشتۀ درخشان و تمدنساز جهان اسلام و عقبافتادگی کنونی آن مسئلهای است که ذهن خیلی از اندیشمندان مسلمان را به خود مشغول داشته است. هر یک از اندیشمندان مسلمان نیز بهطور معمول متناسب با یافتهها و بافتههای فکری و فلسفی خود بدان پرداختهاند. محمد عابدجابری در راستای جستن راهکاری برای برونرفت از فضای فکری مسدود عربی-اسلامی به تحلیل «سنت» و «گذشتۀ» آن روی آورده و با نگرشی تاریخی و ساختارمند و در چارچوب عقلانیت انتقادی، سه نظام فکری بیانی، عرفانی و برهانی را در ساختار آن تشخیص داده است. روششناسی تاریخگرایانه و ساختارگرایانه به فکر وی سمتوسویی داده است که ضمن ساختارشکنی در تحلیل فضای فکری عربی- اسلامی، ساختارهایی را نیز بر آن تحمیل میکند. این مقاله، پس از بررسی روش و تفکر جابری، نشان میدهد که تاریخگرایی و ساختارگرایی موجود در تفکر او، موجب شده است که نگرش وی برای رسیدن به مطلوب خود، ایدئولوژیک باشد؛ ایدئولوژیای که از علمگرایی مدرن، تاریخگرایی و ساختارگرایی نگرش جابری نشأت میگیرد.