اخلاق کمینه‌گرا در تفسیر رالز و دکارت

نویسندگان

1 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق، دانشگاه قم، قم، ایران

2 دانش‌آموخته دکتری فلسفه اخلاق، دانشگاه قم، قم، ایران

doi
10.30479/wp.2025.20979.1115
چکیده

این مقاله با تحلیل مبانی اخلاقی جان رالز، آن‌را با «اخلاق موقت» دکارت مقایسه می‌کند. مبنا و پیامدی که این دو نظریه اخلاقی بدان متمایل‌اند ـ‌در مورد رالز به‌تدریج و در مورد دکارت از آغاز‌ـ از مفروضات فلسفی مطوّل پرهیز کرده و به شهودات یا تجویزات حداقلی در حوزه اخلاق قناعت می‌ورزد. اگر عدالت لیبرال رالزی در کلیت این مفهوم، جزء مشترک میان حقوق و اخلاق تلقی شود و فارغ از مسلک فکری خاص، قابل تصدیق باشد، وجه خصوصی‌تر آن، ضمن پیرایش خُلقیات فردی، در قامت اخلاق شهروندی به عرصه عمومی بازمی‌گردد و تعاملات افراد را صرف‌نظر از گرایش فکری و تمایل رفتاری‌شان، سامان می‌بخشد. با این وصف، نظریه رالز به‌پشتوانه موضع دکارت، اخلاق را حق و تکلیفی توأمان برای شهروندان جامعه لیبرال می‌شمارد؛ حقی که قید «موقت»ش مانع تعمیم آن نیست، اما در حوزه تکلیف، مراقبت از خصلت «کمینه» آن ضروری است.