دولت و سیاستگذاری سرمایۀ انسانی در ایران (1392-1384)

نویسندگان

1 استادیار گروه مطالعات اجتماعی دانشگاه فرهنگیان

doi
10.22059/jpq.2016.59930
چکیده

 انباشت و بهسازی سرمایۀ انسانی نیازمند سیاستگذاری دولت است، اما هر دولتی این قدرت و توانایی را ندارد. نوع دولت و چگونگی شکل­گیری آن متغیری تعیین­کننده در کارایی و اثربخشی سیاست­گذاری توسعۀ سرمایۀ انسانی است. در الگوی دولت توسعه­گرا، توانمندی استخراجی و پاسخگویی بوروکراتیکِ شایسته­سالار و عقلانی­سازی روابط با جامعه، ظرفیت واستقلال نهاد دولت را افزایش می­دهد. این در حالی است که عملکرد ضعیف و مشکلات تشدید­شده در حوزۀ سرمایۀ انسانی در دولت نهم و دهم، متأثر از برخی عوامل نهادی چون استمرار و تقویت سیاست‌های پوپولیستی و عامه­پسند، قانون­گریزی و عدم التزام به قوانین، سیاست­های بازتوزیعی و انبساطی، بوروکراسی ضعیف و غیرحرفه­ای، نداشتن تعامل سازنده با ارکان دیگر نظام، تصمیمات شتاب­زده و غیرکارشناسی، ناتوانی در بهره­گیری از ظرفیت­های بین­المللی و ساخت ناکارامدرانتیری بوده است.