گفتمان اسلامگرای اقتدارگرا در مصر جدید؛ از ژانویۀ 2011 تاکنون
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)
2 دانشجوی دکتری جامعهشناسی سیاسی جمهوری اسلامی ایران دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه شاهد تهران
doi
10.22059/jpq.2016.59941چکیده
سقوط مبارک در سال 2011 آغاز تحولی گفتمانی در مصر بود. عناصر رهاشده بر حوزۀ گفتمانگی مصر، گرداگرد دالی خاص درصدد ارائۀ تصویری کارامد از جامعۀ مطلوب مصر و جذب دالهای شناور در حوزۀ گفتمانگی رقبا بودند. از یک منظر میتوان گفتمانهای سیاسی مصر را بر پایۀ اسلامگرایی یا سکولاریسم و دموکراسیخواهی یا اقتدارگرایی تقسیم کرد. برخی گروههای سیاسی مصر، در درون گفتمان اسلامگرای اقتدارگرا »عمل کرده و در نزاع گفتمانی شکل گرفته، سعی در هژمونسازی خود داشتهاند. پرسش این مقاله این است که این گفتمان از چه مؤلفههایی برای تسلط هژمونیک خود بهره برده و ساختار گفتمانی آن بهوسیلۀ چه گروههای سیاسی شکل گرفته است؟ این مقاله با روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه نشان میدهد که گفتمان یادشده با مرکزیت" خلافت"در مفصلبندی با دالهایی چون شورا، عدالت، جهاد، شریعت، و در غیریتسازی نسبت به غرب و دموکراسی و شیعه؛ سعی در بازخوانی خود برای تناسب با اوضاع دارد، اما تشتت مؤلفههای گفتمانی و گروههایی که از این منطق گفتمانی بهره میگیرند، موجب شده است تا بهنوعی دچار زمان پریشی گفتمانی شوند.