شناسایی الگوهای ذهنی مدیران نسبت به پیادهسازی اقتصاد اشتراکی در زنجیره تأمین (مورد مطالعه صنایع کوچک و متوسط استان مرکزی)
نویسندگان
1 استاد و عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری دانشگاه سمنان
2 استاد گروه آموزشی مدیریت بازرگانی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
3 دانشجوی دکتری مدیریت بازاریابی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
4 دانشجوی دکتری مدیریت بازاریابی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
doi
10.22034/jiba.2025.66995.2378چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل و شناسایی ذهنیت مدیران صنایع کوچک در پذیرش و همکاری در اجرای اقتصاد اشتراکی به عنوان راهکاری موثر در بهینهسازی زنجیره تامین و با بهرهگیری از روششناسی کیو انجام شده است. نوع پژوهش بر حسب هدف کاربردی و از حیث ماهیت، اکتشافی و در قالب تحقیقات آمیخته (کیفی-کمی) طراحی گردیده است. در مرحله کیفی، ضمن مرور ادبیات، 11 مصاحبه نیمه ساختار یافته با مدیران صنایع کوچک مستقر در شهرک صنعتی شماره یک کلانشهر اراک و با روش نمونهگیری گلوله برفی انجام شد. از مجموع 124 گزاره اولیه، با تائید خبرگان 36 گزاره به عنوان عبارات کیو انتخاب گردید. این عبارات در اختیار 21 نفر از مدیران قرار گرفت و چیدمان کارتها بر اساس الگوی کیو صورت پذیرفت. با توجه به یافتهها و تحلیل عاملی با نرم افزار SPSS نسخه 26 مشخص گردید 4 الگوی ذهنی«پیشرو و تحول محور»، « محتاط و مقاوم به تغییر»، «واقعگرا و داده محور» و «تعاملی و شبکه محور» در این جامعه آماری وجود دارد که در مجموع 77 درصد واریانس کل را تبیین و پوشش میدهند. یافتهها نشان میدهد که موفقیت در پذیرش و پیادهسازی اقتصاد اشتراکی در صنایع کوچک، مستلزم شناسایی دقیق چالشهای زیرساختی، ریسکهای حقوقی و نگرانیهای رقابتی است و این موانع باید از طریق آموزشهای تخصصی، اصلاح مقررات و شبیهسازی فرآیندها مدیریت شوند. نتایج پژوهش میتواند برای سیاستگذاران و فعالان اقتصادی در حوزه صنایع کوچک مفید باشد.