بررسی تقویت ماندگاری صادرات از طریق مشارکت در زنجیره ارزش جهانی: مورد مطالعه صنایع لبنی ایران
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه تجارت بینالملل، دانشکده تجارت و بازرگانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار، گروه تجارت بینالملل، دانشکده تجارت و بازرگانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت کسبوکار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران. تهران، ایران.
4 استادیار ، گروه تجارت بینالملل، دانشکده تجارت و بازرگانی ، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/jiba.2026.70258.2392چکیده
در سالهای اخیر، پدیده جهانیشدن و شکلگیری زنجیرههای ارزش جهانی ساختار تجارت بینالملل را دگرگون کرده و نقش کشورها را از صادرکنندگان صرف کالاهای نهایی به مشارکتکنندگان در فرآیند جهانی تولید تغییر داده است. در این چارچوب، ماندگاری صادرات بهعنوان شاخصی کلیدی برای سنجش موفقیت صادرات پایدار، اهمیت فزایندهای برای کشورها یافته است. با توجه به اهمیت صنعت لبنیات در صادرات غیرنفتی ایران و بروز چالشهایی همچون ناپایداری بازارهای مورد نظر، هدف این پژوهش بررسی تأثیر مشارکت در زنجیرههای ارزش جهانی بر ماندگاری صادرات شرکتهای لبنی ایرانی است. در این راستا، تحلیل نقش متغیرهای میانجی چون کیفیت محصول، دسترسی به فناوری و سرمایه، تنوعبخشی جغرافیایی و عضویت در توافقنامههای تجاری، و همچنین متغیرهای تعدیلگر مانند پیچیدگی محصول، عمودی بودن صنعت و نهایی بودن کالا نیز مورد توجه قرار گرفتهاند. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، تحلیلی با رویکرد کمّی است. بهمنظور آزمون فرضیهها، از روش معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محققساختهای بود که با استفاده از پیشینه پژوهش و مطالعات نظری تدوین شده و همچنین روایی محتوایی این پرسشنامه با استفاده از نظر تعدادی از خبرگان سنجیده شد. جامعه آماری شرکتهای لبنی ایران و نمونه آماری شامل 12 شرکت فعال در این صنعت میباشد و دادهها از مدیران، کارشناسان این شرکتها (در مجموع 96 پاسخدهنده) گردآوری شده است. همچنین در این پژوهش تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SmartPLS انجام شده است. نتایج تحلیل معادلات ساختاری نشان داد که مشارکت در زنجیرههای ارزش جهانی تأثیر مثبت و معناداری بر ماندگاری صادرات دارد. همچنین مشخص شد که برخی متغیرهای میانجی مانند دسترسی به فناوری و سرمایه، کیفیت محصول و تنوعبخشی جغرافیایی در انتقال این اثر نقش معناداری ایفا میکنند. همچنین عضویت در توافقنامههای تجاری نیز بهعنوان متغیر میانجی (واسط)، مسیر اثرگذاری GVC را بر ماندگاری صادرات تقویت میکند. از سوی دیگر، متغیرهای تعدیلگری چون پیچیدگی محصول، عمودی بودن صنعت و نهایی بودن کالا، اثرگذاری معناداری بر رابطه بین مشارکت در GVC و ماندگاری صادرات نداشتند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مشارکت در زنجیرههای ارزش جهانی، بهویژه از مسیر بهبود کیفیت محصول، افزایش دسترسی به فناوری و توسعه بازارهای صادراتی، میتواند نقشی کلیدی در پایداری صادرات صنایع لبنی ایران ایفا کند. در عین حال، عدم معناداری برخی متغیرهای تعدیلگر نظیر پیچیدگی محصول و عمودی بودن صنعت بیانگر آن است که ساختار زنجیره تأمین و ویژگیهای تکنولوژیکی محصولات لبنی در ایران نیازمند بازنگری و ارتقاء هستند. بر این اساس، تدوین راهبردهای صادراتی مبتنی بر ارتقاء مشارکت در GVC ها، توسعه زیرساختهای فناوری و ارتقاء استانداردهای کیفی میتواند در تقویت موقعیت ایران در بازارهای صادراتی مؤثر واقع شود