رویکرد نظری به انقلاب اسلامی: بررسی اندیشۀ سیاسی شریعتی دربارۀ انقلاب اسلامی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 دانش آموخته دکتری علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2016.59177چکیده
انقلاب اسلامی از زمان وقوع از دیدگاههای مختلفی تحلیل شده است، اما مسئلهای که در مطالعۀ پدیدۀ انقلاب اسلامی مغفول مانده، تحلیل آن از منظر نظری و جستوجو برای یافتن یک بنیان نظری برای آن است. در واقع بیشتر مقالات و کتابهایی که در زمینة انقلاب اسلامی نگاشته شده است یا از انقلاب تلقی پدیدۀ سیاسی- اجتماعی داشتهاند و ازاینرو در پی یافتن علل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن بودهاند یا آن را نظام ایدئولوژیکی یا گفتمانی میپنداشتند و علت آن را در منازعات اجتماعی و اقتصادی یا راهبردهای طرد، سرکوب و غیریتسازی گفتمانهای رقیب میجستند. ادعای این تحقیق مبنی بر ضعف تحلیل نظری از انقلاب اسلامی و نبود بنیان نظری برای آن، در این است که آثار و نوشتههای دکتر شریعتی در میان منابع مطالعاتی انقلاب اسلامی مغفول مانده است؛ آثاری که بیش از دیگر آثار متفکران، منابع نظری برای پدیدۀ انقلاب اسلامی در آن فراهم شده است.