رمزگشایی هویت حرکتی در فضای مساجد تهران پس از دوره مشروطه با استفاده از تکنیک شبکه های محوری

نویسندگان

1 گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 گروه معماری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
10.22034/jgeoq.2023.383979.4011
چکیده

امروزه حضور انسان در فضای کالبدی در اثر بی توجهی به قلمرو فضایی کمیاب شده و همین امر موجب کاهش ارتباطات اجتماعی به ویژه در فضاهای مساجد شده است. روش هایی برای بررسی هویت فضایی و حرکتی همچنین قابلیت های فیزیکی وجود دارد. چیدمان فضایی یکی از این روش هاست که شامل مجموعه روش و تئوری هایی است که به مطالعه اثر متقابل ساختار پیکربندی فضا و سازمان و رفتارهای اجتماعی می پردازد. این روش در بناهای تاریخی مورد توجه بیشتری قرار گرفته زیرا امکان تحلیل روابط فضایی بناها را میسر می سازد. هدف از این پژوهش تحلیل الگوی رفتاری نتایج کمی و کیفی در ارزیابی هویت حرکتی و ویژگی های قلمرو فضایی مساجد در گذر زمان از مشروطه تا کنون می باشد. این مطالعه یک مطالعه موردی است که از توصیف، تحلیل و استدلال منطقی با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و برداشت میدانی انجام می شود. نتایج نشان می دهد میزان جریان حرکتی، تسهیل در گردش و روابط میان فضاها تا دوره 40 کاهشی و پس از آن افزایشی بوده است و بیشترین جریان مربوط به فضای میانی مساجد است. همچنین فضای مساجد از دوره مشروطه تا کنون عمومی تر تلقی می شود و ارتباط فضاها با یکدیگر آسان تر شده است. یکپارچگی فضایی تا دوره 60 روندی صودی و پس از آن به صورت ثابت پیش رفته و در جهت کشیدگی پلان یکپارچگی بیشتری قابل مشاهده است. جداسازی فضایی در تمام دوره های تاریخی در یک روند ثابت در مساجد صورت گرفته است.