مقایسة مبانی مشروعیت در دولتهای هخامنشی و ساسانی
نویسندگان
1 استاد گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 کارشناسیارشد علوم سیاسی دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)
doi
10.22059/jpq.2016.59184چکیده
از ابتدای تاریخ بشر، یکی از مشکلات پیش روی هر دولتی، این است که چگونه براساس رضایت عمومی حکومت کند. این عبارت سیاسی قدیمی که "شما نمیتوانید بر روی سرنیزه جلوس کنید" حکایت از این دارد که اگرچه دولت میتواند قدرت خود را برمبنای اجبار سیاسی بهکار بندد، برای مدت زیادی استفاده از اجبار نمیتواند برای حکومت جامعه کافی باشد. جامعهشناسان سیاسی از زمان وبر به بعد، در پاسخ به این پرسش که چرا مردم رضایت میدهند بدون استفاده از زور بر آنان حکومت شود، از مفهوم مشروعیت استفاده کردهاند. با توجه به مباحث مطرحشده، و بررسی تاریخی دو نظام هخامنشی و ساسانی، نتیجه میشود که اندیشة جامعه از زمان هخامنشیان تا ساسانیان در حال تکامل بوده و اگرچه بنا بر نظر وبر مشروعیت قانونی خاص جامعة نو است، اندیشة اقتدار از پایین و مفهوم قرارداد اجتماعی در جامعة عصر ساسانی وجود داشت و برطبق آن عمل میشد.