تاثیر ابزارهای تامین مالی اسلامی بر حجم تجارت بین الملل ایران با رویکرد قاعده تیلور روش کوانتایل

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تخصصی، گروه اقتصاد، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

2 استادیار، گروه اقتصاد، واحد تبریز، دانشگاه آزاداسلامی، تبریز، ایران

3 دانشیار، گروه اقتصاد، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

4 گروه اقتصاد، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

doi
10.22034/jiba.2025.65203.2298
چکیده

هدف این مطالعه بررسی تاثیر ابزارهای تامین مالی اسلامی بر حجم تجارت بین‌الملل در ایران با رویکرد قاعده تیلور طی دوره زمانی 1390 – 1400 با استفاده از روش رگرسیون کوانتایل می‌باشد. نتایج برآورد مدل نشان می‌دهد رابطه بین تسهیلات سلف وحجم تجارت بین‌الملل با یک وفقه، به لحاظ آماری معنی‌دار می‌باشد و علامت ضرایب در تمامی دهک‌ها منفی است. رابطه بین نرخ تورم و حجم تجارت بین‌الملل با یک وقفه، به لحاظ آماری معنی‌دار می‌باشد و علامت ضرایب در دهک‌های اول، دوم و هشتم منفی و در باقی دهک‌ها مثبت است. رابطه بین تسهیلات فروش اقساطی بر حجم تجارت بین‌الملل با یک وقفه، به لحاظ آماری معنی‌دار می باشد و در دهک‌‌های اول، پنجم، ششم، هفتم، هشتم و نهم علامت ضرایب مثبت است. تاثیر بین تسهیلات مضاربه با حجم تجارت بین‌الملل با یک وقفه، به لحاظ آماری معنی‌دار می‌باشد و علامت ضرایب بجز در دهک هشتم و نهم منفی است. همچنین نتایج نشان می‌دهد با کاهش اوراق مشارکت، حجم تجارت بین‌الملل افزایش می‌یابد. از سوی دیگر رابطه بین صکوک و حجم تجارت بین‌الملل با یک وقفه، به لحاظ آماری معنادار و در تمامی دهک‌ها به‌جز دهک اول و هشتم علامت ضرایب منفی می‌باشد. براساس نتایج حاصله در طول دوره مورد بررسی می‌توان گفت با افزایش تسهیلات جعاله حجم تجارت بین‌الملل افزایش می‌یابد و در آخر با کاهش حجم تجارت بین‌الملل، حجم تجارت بین‌الملل دوباره کاهش می‌یابد.