فلسفۀ سیاسی و مسئلۀ دولت عقلانی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدة علوم انسانی دانشگاه سمنان

doi
10.22059/jpq.2016.57932
چکیده

برای تأسیس یک دولت به مفهوم حقیقی آن چه باید کرد؟ ادبیات علم سیاست مملو و آکنده از راه‌حل­ها و فرمول­های ساده و پیچیدۀ اقتصادی، جامعه‌شناختی، سیاسی، فرهنگی و جز آن است. اگرچه نمی‌توان منکر اهمیت این نظریه­ها شد، واقعیت این است که کاربست آنها در بسیاری از کشورها در بهترین حالت به جوامعی ناهمگون و فاقد انسجام انجامیده است. درحالی‌که می‌توان بر حسب رشته­های مختلف علمی این امر را توضیح داد، از منظر مقالۀ حاضر دلیل آن را باید در فقدان یک سنت فکری عقلانی مدون و منسجم جست­وجو کرد. بدون وجود یک سنت عقلی منسجم و ریشه­دار، نمی‌توان انتظار داشت یک دولت مدرن واقعی شکل گیرد. در صورت نیاز به تأسیس چنین دولتی، فلسفۀ سیاسی به‌عنوان نخستین تلاش فکری انسان برای عقلانی‌سازی سیاست هنوز می‌تواند مورد توجه باشد. مقالۀ حاضر می­کوشد با تمرکز بر فلسفۀ سیاسی و کندوکاو در چیستی و ماهیت آن، توجه خوانندگان را به امکانات بالقوۀ این مکتب فکری برای تأسیس یک دولت مدرن عقلانی جلب کند.