نوسازی و تحزب (مطالعۀ موردی: دولت هاشمی رفسنجانی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 استاد گروه مطالعات منطقه‌ای دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2016.57938
چکیده

این نوشتار در پی آن است تا ریشه­های شکل­گیری یکی از پدیده­های سیاسی و اجتماعی، یعنی یک حزب سیاسی را در دوره­ای مشخص از تاریخ معاصر ایران واکاوی کند تا به‌واسطۀ آن بتوان از تحلیل­های سطحی و همیشه در دسترس که همواره نتایج ساده و اغلب گمراه­کننده در پی دارد، فراتر رود و امکان شناخت دقیق­تر آنها را فراهم آورد. چگونگی شکل­گیری حزب کارگزاران سازندگی و نقش برنامه­های نوسازی دولت هاشمی رفسنجانی در آن، پرسش اصلی این پژوهش است که برای تبیین آن از میان سه نظریۀ رایج، نظریۀ نوسازی مبنای نظری قرار گرفته و از روش تحقیق تحلیل داده­های ثانویه استفاده شده است.  در نظریه­های جدید نوسازی به‌جای تمرکز بر الگوی نمونه، به ویژگی‌های تاریخی و خاص هر جامعه توجه می‌شود.  یافته­های این پژوهش نشان می­دهد، میان نوسازی دولت هاشمی و شکل­گیری حزب کارگزاران ارتباطی استوار وجود دارد، زیرا نوسازی دولت هاشمی، دگرگونی­های شایان توجهی در شاخص­های توسعه در ایران ایجاد کرد که به احیای طبقۀ متوسط جدید و مبنای شکل­گیری حزب کارگزاران  و پیروزی­های آن حزب در انتخابات بعدی منجر شد و حزب کارگزاران را به‌عنوان یک نیروی اصلی مدافع اصلاحات سیاسی و اقتصادی، آزادی‌های اجتماعی و مدارای فرهنگی وارد فضای سیاسی ایران کرد.