رهیافتی انتقادی به مسئله «همهرواندارانگاری» بر مبنای انسانشناسی صدرایی
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانشیار دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 دانشیار دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.30479/wp.2025.21103.1124چکیده
تجربه آگاهانه و چگونگی صدور آن از مغز مادی، همواره یکی از سؤالهای اساسی فلسفه ذهن و چالشهای جدی علوم شناختی بوده است. این علوم، متشکل از فیلسوفان، روانشناسان، دانشمندان علوم تجربی و عصبشناسی، در پی تبیین ارتباط بین ذهن و بدن و سؤال بنیادی اینکه چگونه نورونهای فیزیکی مغز موجب تولید تجربه آگاهانه غیرفیزیکی میشوند، هستند. یکی از نظریات مطرح در این زمینه، «همهرواندارانگاری» است که بهعنوان یک رویکرد فکری به این چالش پاسخ میدهد. این سؤال تاریخی از دیدگاه فیلسوفان اسلامی و منطقدانان نیز مغفول نمانده و بهطور متنوعی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در زمینه وجدانیات، دریافت مستقیم نفس و حالات خود میتواند به مقایسه میان نظریات مختلف منجر شود. هدف این تحقیق، طرح سؤال اساسی «همهرواندارانگاری» و مقایسه آن با یافتههای متفکران اسلامی، بهویژه صدرالمتألهین است. این مطالعه با روش توصیفی، تحلیلی و انتقادی به بررسی نقاط قوت و ضعف، و وجوه اشتراک و اختلاف دیدگاههای مذکور میپردازد.