شناسایی و واکاوی موانع پیاده سازی مدیریت دانش در زنجیره تأمین با رویکرد پایدار مبتنی بر روش تصمیم گیری چندشاخصه و دیمتل (مورد مطالعه: شرکت لبنی کاله)
نویسندگان
1 استادیار مهندسی صنایع، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استادیار مهندسی صنایع، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری مهندسی صنایع، دانشگاه یزد، ایران
doi
چکیده
مدیریت زنجیره تأمین پایدار به عنوان یک فلسفه سازمانی مهم به دنبال دستیابی به سودآوری از طریق کاهش آثار مخرب زیست محیطی میباشد. سازمانها باید دانش و اطلاعات کافی در مورد صنعت و توسعه پایدار خود داشته باشند تا بتوانند مسیر اجرای اقدامات پایدار را طی کنند. یکی از مهمترین عواملی که در اجرای زنجیره تأمین پایدار تاثیر بسزایی دارد مدیریت دانش است. مدیریت دانش میتواند عملکرد زنجیره تأمین را در محافظت از محیط زیست ارتقا دهد و جایگاه رقابتی سازمان را رشد دهد. هدف پژوهش حاضر، بررسی موانع مؤثر و کلیدی در به کارگیری مدیریت دانش در شبکه زنجیره تأمین با در نظر گرفتن جنبههای پایداری است. موانع موثر از طریق مرور ادبیات در چهار بعد شامل: موانع فرهنگی، موانع سازمانی، موانع مدیریتی، موانع نوآوری و تکنولوژیکی شناسایی شد. جامعه آماری پژوهش خبرگان شرکت لبنی کاله متشکل از 5 نفر مدیر اجرایی، 3 کارشناس برنامهریزی و مدیر آموزش و دانش هستند که از طریق روش نمونهگیری قضاوتی انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل دادهها توسط یک رویکرد جدید مبتنی بر دیمتل و روش بهترین-بدترین اوزان انجام شد. نتایج نشان داد که موانع مدیریتی و موانع نوآوری و تکنولوژیکی در میان سایر ابعاد اصلی از اولویت بالایی برخوردارند. موانع "عدم برنامهریزی مدیریتی در خصوص پذیرش مدیریت دانش در زنجیره تأمین پایدار"، "مسئولیتپذیری ضعیف مدیران در حوزه زنجیره تأمین" و "عدم در نظر گرفتن جنبههای تکنولوژیکی توسط مدیران با دیدگاههای سنتی" به ترتیب به عنوان مهمترین موانع مؤثر در استقرار مدیریت دانش در زنجیره تأمین پایدار بود.