ارزیابی الگوی تدریس عقلانی شفلر از منظر دانش ضمنی و پیشنهاد الگویی جایگزین با عنوان تدریس ضمنی
نویسندگان
1 دکترای فلسفه تعلیم و تربیت ،استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.22070/tlr.2022.14936.1136چکیده
شفلر در بررسی رابطه میان عقل و تدریس به طرح مدلهای فلسفی تدریس پرداخته است. بر همین اساس او سه مدل تدریس با عناوین تأثیری، بینشی و قاعدهمند را معرفی و نقاط ضعف و قوت آنها را مورد سنجش قرار داده است. او سپس آموزه اصلی خود در زمینه آموزش با عنوان مدل تدریس عقلانی را معرفی کرده است که مبتنی بر جایگاه ویژه عقلانیت و پرورش قوای استدلال و نقادی در میان دانشآموزان همراه با نوعی احترام به قوه قضاوت و سنجش خردورزانه دلایل ارائه شده به آنها است. این نگرش مورد نقادیهای متعددی قرار گرفته است که به مهمَترین آنها اشاره خواهد شد. اما پرسش مهم این است که آیا نمیتوان تدریس را به شیوههای دیگری به غیر از بحث عقلانی صورت داد و چرا باید از میان شیوههای گوناگونی که منجر به یادگیری میشوند نقش توجیه عقلانی را برجستهتر کرد؟ این پژوهش با روش تحلیل مفهومی به بررسی ابعاد نظریه شفلر درباره نسبت میان عقلانیت و تدریس پرداخته است. هدف پژوهش تحلیل و نقادی دیدگاه شفلر از منظر دانش ضمنی و پیشنهاد مدل تدریس ضمنی به عنوان الگوی جایگزین است. یافته پژوهش حکایت از آن دارد که مدل عقلانی تدریس با تکیه بر قوای شناختی رویکردی تکبعدی به پرورش دانشآموز اتخاذ کرده است. در مقابل، مدل تدریس ضمنی با ماهیت زمینهای و الگوگریز خود در عوض دانش گزارهای و متون درسی به موجب درک شهودی و بهرهگیری از زبان ضمنی موجب آشنایی با ارزشها و ایجاد حس همدلی میان آموزگار و دانشآموز میشود.