الگوی همکاری مبتنی بر اعتماد در بازرگانی بینالملل؛ تحلیلی بر نقش تفاوتهای فرهنگی ایران و چین
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
3 استاد تمام، گروه مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
4 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jiba.2024.60885.2189چکیده
امروزه محیط کسبوکار بهطور فزایندهای به همکاری مبتنی بر اعتماد در روابط بینالمللی متکی است؛ با این حال غالباً، شرکتها در همکاریهای تجاری در بافت میانفرهنگی شکست میخورند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی همکاری مبتنی بر اعتماد در بازرگانی بینالملل، با تحلیلی بر نقش تفاوتهای فرهنگی صورت گرفت. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی بوده که با رویکرد آمیخته (کیفی و کمی) انجام شد. در مطالعه کیفی، مصاحبههای نیمهساختاریافته با 11 نفر از مدیران ارشد شرکتهای خودروسازی ایرانی و چینی، انجام شده و دادهها با روش تحلیل تم، تجزیهوتحلیل شد. اعتبارسنجی کیفی با تاییدپذیری مشارکتکنندگان و پایایی بازآزمون انجام شد. جامعه آماری در بخش کمی، کارشناسان واحد بازرگانی شرکتهای خودروسازی ایرانی و چینی بودند که 359 نفر با روش طبقهای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود که روایی و پایایی آن تایید شد. دادهها، با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار اموس مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحلیل تم نشان داد الگوی همکاری مبتنی بر اعتماد در بازرگانی بینالملل شامل 159 کد باز، 34 مقوله فرعی و 11 مقوله اصلی است. بر اساس نتایج تحلیل مسیر تاثیر 8 مقوله کسب اعتبار بینالمللی، صلاحیت فرهنگی، عوامل سازمانی، عوامل مدیریتی، روابط بینالمللی، فرآیندهای سازمانی، هدفگذاری اثربخش و تفاوتهای فرهنگی بر همکاری مبتنی بر اعتماد تایید شد. در نهایت نتایج نشان داد 5 بعد ارزشهای ملی شامل مردتبعی، جمعگرایی، اجتناب از عدم اطمینان، فاصله قدرت و افراط در برابر خویشتنداری قادر به پیشبینی همکاری مبتنی بر اعتماد در دو جامعه ایرانی و چینی است.