سیر تحول در تأملات مربوط به آموزۀ برگزیدگی قوم اسرائیل
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات دانشگاه رازی کرمانشاه.
doi
10.22059/jrm.2017.203212.629556چکیده
در سنت یهودی باور به برگزیدگی قوم اسرائیل، یک باور اساسی است که در دورههای مختلف فکری-دینی با تأملات متفاوتی مواجه شده است. در دورۀ انبیا تا دورۀ کتب بینالعهدین، بیشتر با توصیۀ اخلاقی به توبه از خودبرتربینی و گناهان ناشی از این ویژگی قوم اسرائیل و نیز با شکلگیری مفهوم «بقیۀ قوم» و «درستکاران» مواجهیم. از دوران ظهور مسیحیت تا قرون وسطی، مباحث الهیاتی مربوط به مصداق واقعی «قوم برگزیده» و دلایل (دروندینیِ) برگزیدگی، برجستگی مییابند. دیدگاه قبالایی ناظر به رسالت کیهانیِ قومِ در تبعید اسرائیل برای نجات جهان و انسان، نقطۀ عطفی در چرخش رویکرد به مسألۀ برگزیدگی این قوم به شمار میآید. در دوران مدرن، پرسشها و تأملات عقلانیتر، و لذا بروندینیتر، راجع به اصل این آموزه بروز میکند که پاسخها از انکار برگزیدگی تا توجیهات بهظاهر عقلپسندتر را شامل میشود. روشنفکران سکولار در پی نفی این آموزه و دینداران تکثرگرا درصدد توجیه عقلانی آناند. نتیجة این تلاشها هم ایمانی بسیار متفاوت از مفهوم عهد عتیقی آن است: با تحول در تأملات مربوط به قوم برگزیده، معنای برگزیدگی و قوم برگزیده نیز دچار تغییر میشود.