گفتگوی بین ادیان بر پایة مناسبات عرفانی

نویسندگان

1 استادیار گروه ادیان و عرفان تطبیقی دانشگاه سیستان و بلوچستان.

doi
10.22059/jrm.2017.216924.629627
چکیده

نقش دین در سیر تحولات تاریخی امری بی‎بدیل است؛ از یک‎سو ادیان دارای تنوع و تفاوت‎های بسیاری هستند و از سوی دیگر در طول تاریخ کشمکش و نزاع‎های طولانی که به نام دین صورت گرفته، گفتگو میان ادیان را به یک ضرورت تبدیل نموده است. اما چگونه می‎توان شیوه و مبانی مدونی را برای گفتگو براساس تعامل بین ادیان دنبال نمود؟ در سال‎های اخیر دربارة شیوة گفتگو بین ادیان نظریاتی ارائه شده و فرصت‎هایی برای به‎کار بستن آنها با هدف ایجاد رواداری، احترام و درک متقابل فراهم گردیده است، اما هنوز تا رسیدن به کمال مطلوب فاصله بسیار است. در این نوشتار به بررسی شیوه‎های چهارگانة گفتگو پرداخته خواهد شد که از کثرت‎گرایی جان هیک و پارادایم‎های سه‎گانة او آغاز می‎شود و با طرح روش گفتگوی مارتین بوبر مبتنی بر اندیشة من ـ تو ادامه می‎یابد و پس از تأکید بر روش کویاما که مبتنی بر اصل بازتاب است، سرانجام به بحث دربارة روش چهارم یعنی گفتگوی مبتنی بر اندیشة عرفانی می‎رسد. روش چهارم، در مقایسه با سه روش دیگر، جریانی مطمئن و انسانی را در گفتگوی بین ادیان طی می‎کند. آنچه در این نوشتار خواهد آمد، بررسی این شیوه‎ها و تحلیل بهترین ابزار و روش در گفتگوی بین ادیان است.