طراحی و اعتبار سنجی الگوی برنامه درسی آموزش سواد رسانهای دورهی ابتدایی
نویسندگان
1 استاد گروه علوم تربیتی دانشگاه بوعلیسینا، همدان، ایران.
2 استاد گروه علوم تربیتی دانشگاه بوعلیسینا، همدان، ایران.
3 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیموتربیت دانشگاه بوعلیسینا، همدان، ایران.
doi
10.22070/tlr.2021.10455.0چکیده
مقدمه: با توجه به پیشرفتهای سریع در فناوریهای دیجیتال و افزایش همزمان استفاده از رسانههای جدید در بین کودکان، میتوان گفت شیوههای کسب دانش بسیار متفاوتتر از چیزی است که نسلهای گذشته تجربه میکردند. در این عصر، اهمیت و اثرگذاری نقش رسانهها در مقابل معلم و نظام آموزشی غیرقابل انکار است. با توجه به درک این ضرورت مبنی بر گستردگی ابعاد و تأثیرگذاری رسانههای مختلف بر کودکان و نوجوانان، پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبار سنجی الگوی برنامه درسی آموزش سواد رسانهای دورهی ابتدایی انجام شده است.روش: رویکرد پژوهش از نوع ترکیبی (کیفی و کمی) است که برای تدوین الگو از روش سنتزپژوهی استفاده شده و سپس برای اعتبار سنجی آن از 20 صاحبنظر، نظرسنجی شده است. برای انجام سنتزپژوهی، 422 مورد پژوهش انجامشده در بازهی زمانی 1393 تا 1398 در حوزهی برنامه درسی سواد رسانهای، با کلیدواژههای مشخص در پایگاههای علمی داخلی شناسایی شد. از میان این پژوهشها پس از چندین مرحله غربالگری به ترتیب بر اساس بررسی عنوان، چکیده و محتوای پژوهش، 16 واحد مطالعاتی شایستهی ورود به پژوهش شدند. واحدهای مطالعاتی انتخابشده، با استفاده روش تحلیل محتوا، واکاوی محتوایی و دستهبندی شدند که برای اعتبار سنجی آنها از ضریب CVR استفاده شد.نتایج: یافتهها نشان داد که اهداف برنامه درسی سواد رسانهای باید ضمن توجه به شاخصهای سواد رسانهای، بر مبنای حفظ و تقویت نظام سیاسی-اجتماعی و همچنین سبک زندگی ایرانی-اسلامی باشد؛ در تدوین محتوا باید بر مفاهیم ارتباطی رسانه و مؤلفههای تفکر انتقادی، نظریههای سواد رسانهای انتقادی و شناختی توجه کرد؛ همینطور در روشهای یاددهی-یادگیری لازم است با توجه به ویژگی دانشآموز محوری و نقش تسهیلکنندگی معلم مبتنی بر گفتوگو و اجتماع پژوهشی، از روشهای فعال استفاده کرد؛ در شیوههای ارزشیابی نیز بهرهگیری از انواع آزمونها، با تأکید بر والدسنجی و خودارزیابی فراشناختی لازم است.بحث و نتیجه گیری: نتایج یافتهها منجر به شناسایی ویژگیهای عناصر برنامه درسی سواد رسانهای بهصورت یک الگو گردید که در آن بهجای تطابق با یک الگوی خطی و از پیش تعیینشده، بر کندوکاو، اشتراکگذاری و ارزشیابی فراشناختی تجربیات رسانهای دانشآموزان تاکید میگردد. الگویی که با توجه به تجمیع یافتههای پژوهشهای پیشین و همچنین تائید اعتبار ویژگیهای استخراجشده از نظر متخصصان حوزهی آموزش سواد رسانهای، میتواند مورد استفادهی معلمان و برنامهریزان درسی دورهی ابتدایی قرار گیرد.