بازگشت به خویشتن به مثابۀ سنت برساخته (بررسی موردی آرای جلال آل‌احمد)

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدة حقوق و الهیات دانشگاه شهید باهنر کرمان

doi
10.22059/jpq.2016.57326
چکیده

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های روشنفکران دهۀ 40 و 50ش. در ایران مفهوم بازگشت به خویشتن بود که چنین دغدغه‌ای به‌وفور در آثار جلال آل‌احمد، شریعتی، فردید و نصر به چشم می‌خورد. در همین زمینه باید پرسید: بازگشت به کدامین خویشتن؟ در مقابل، این بازگشت از یک سو، به معنای نفی حال و از سوی دیگر، به معنای بازگشت به گذشته است. با وجود این، چنین بازگشتی متضمن دو پیش‌فرض است: اولاً دلالت بر آگاهی نسبت به میراث گذشته دارد؛ در ثانی این بازگشت به معنای رجعت به سنت اصیل است. در حالی که با مداقه، باژگونی این دو پیش‌فرض بیش از پیش نمایان خواهد شد. ازاین‌‌رو، جستار حاضر بر این فرض مبتنی است که سنت برساخته در آرای آل‌احمد بر یک آنتاگونیسم استوار است که تالی منطقی آن چیزی نیست جز بومی‌گرایی و ممزوج کردن امر دینی با امر سیاسی.