هایدگر و سکنیگزینی دازاین در عصر تصویر جهان.
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)
2 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)
doi
10.22061/orj.2025.2275چکیده
در هستی شناسی بنیادین «در بودن» یکی از کانونهای اصلی کلمات هایدگر است. این کلمه با مکمل خود یعنی جهان، معنا میگیرد. مارتین هایدگر فیلسوف و پدیدارشناس آلمانی تحلیل معنای سکنیگزینی را در اندیشه متقدم خود از در-جهان-بودن هرروزینه میآغازد و آن را در رسالات متاخرش با مفاهیم دیگر پیوند میزند. نگارنده در این مقاله با روش کتابخانهای و به صورت توصیفی-تحلیلی نشان میدهد سکنیگزینی از نظرگاه هایدگر به چه معناهایی است و همچنین در عصر تصویر جهان چطور میتواند رخ دهد. با مطالعه در آثار هایدگر میتوان نتیجه گرفت از مفهوم کلی سکنیگزینی، دو نحو وجودی و عدمی قابل برداشت است که به مفاهیم در-مکان-بودن و در-آنجا-بودن قابل تعمیم هستند. نحو اول یعنی سکنیگزینی وجودی، قابلیت مواجهه با «هستی» را دارد و نحو دوم آن که سکنیگزینی عدمی است، اگرچه گریزپاست و به مواجهه نمیاید اما «Da» است و در طلب «عدم» است. این نحو اخیر از سکنیگزینی قابل فراخواندن میباشد.