سیمای «دیگری» در سخنان امام علی(ع)
نویسندگان
1 استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.22084/nahj.2019.15317.1978چکیده
از نظر فلاسفه، شناخت فرد بهخاطر چندبعدی بودن آن، تنها از طریق مطالعة جنبههای شخصیتی وی حاصل نمیشود؛ بلکه لازم است ساحتهای دیگر از جمله ارتباط با سایر انسانها نیز لحاظ شود. اینجا بود که مفهوم «خود» و «دیگری یا دیگر بودگی» در فلسفه مطرح شد. این مفهوم بهوسیله باختین از فلسفه وارد ادبیات شد. وی در ادبیات طرح مباحثی چون دیگری، گفتگو و غیره را در بازخوانی متون گـذشته مؤث«ر میدانست. نهجالبلاغه یکی از همین متنهایی است که اتفاقاً گفتگو در آن نقش زیادی دارد. بهبیاندیگر قسمت عمدة نهجالبلاغه گفتگوی امام با مردم است که در جهت پاسخ به پرسشی یا در واکنش به امری و یا غیر اینها ایراد شده است و همة اینها در جهت افق مفهومی شنونده قرار دارد. یافتههای این جستار بیانگر آن است که دیگری برای امام، گروههای مختلف مردم از قبیل نزدیکان، حاکمان، منافقان، دشمنان و غیره هستند که از موضع امام در قبال هریک از آنها «من/ خود» متعالی امام برای شنوده و خواننده مشخص میگردد. حال سؤال اصلی این است که «دیگری یا دیگران» در کلام امام چگونه نمود پیدا کرده است؟ برای پاسخ به این پرسش از شیوة تحلیلی ـ توصیفی با تکیه بر مطالعة اسنادی بهره برده و در تجزیهوتحلیل اطلاعات از روش تحلیل محتوا استفاده شده است.