آموزه‌هایی برای بهبود عنصر گفتگو در فرایند یاددهی - یادگیری از معبر مقایسه دیالکتیک سقراطی و کنش ارتباطی هابرماس

نویسندگان

1 دکتری فلسفه تعلیم و تربیت و آموزگار ابتدایی، کاشان، ایران

2 دانشیار گروه علوم تربیتی،دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

3 دکتری فلسفه تعلیم و تربیت ،دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22070/tlr.2021.3213
چکیده

هدف: هدف پژوهش حاضر، آموزه هایی برای بهبود عنصر گفتگو در فرایند یاددهی- یادگیری از معبر مقایسه دیالکتیک سقراطی و کنش ارتباطی هابرماس است. روش پژوهش: از میان روش های مطالعه تطبیقی روش جرج بردی که شامل چهار محله توصیف – تفسیر- همجواری و مقایسه است استفاده شده است.نتایج پژوهش : یافته های پژوهش بیانگر آن است مهمترین عناصر دیالکتیک سقراطی شامل انعطاف پذیری، استدلال و کنجکاوی، چالش در دیدگاهها و مواضع فکری، پرورش ارزشها ( فضیلت و سعادت و... ) ، درگیری یادگیرنده با چالشها و پرورش حس و تفکر  و مهمترین عناصر کنش ارتباطی هابرماس مشتمل بر بازاندیشی فردی و انعطاف پذیری، تفاهم و توافق در گفتگو، کنش متقابل میان معلم و دانش آموز، توجه به تفسیرهای متفاوت دانش آموزان، ایجاد بینش و نگرش در متربیان، پرورش مهارتهای ارتباطی (مهارت­های عاطفی و احساسی، توانایی رمزگشایی، خودنظارتی و رفتارهای غیر زبانی (مهارتهای میان فردی) ، کاهش جزم اندیشی و سرکوب گری است .بحث و نتیجه گیری :‌ بر مبنای نتایج پژوهش ، اگرچه ظاهراً به نظر می‌رسد اندیشه کنش ارتباطی هابرماس شباهت زیادی با روش دیالکتیک سقراطی برای بهبود عنصر گفت و گو در فرایند یاددهی- یادگیری دارد اما به نظر می رسد تمایزهایی بین این دو اندیشه وجود دارد از جمله اینکه در روش دیالکتیک سقراطی ، پرسشهای موشکافانه ، یادگیرنده را تحریک می کند تا با حصول آگاهی نسبت به مفاهیمی که در ضمیر شاگردان نهان است به کشف حقیقت نائل آید اما در اندیشه هابرماس، معرفت امری اکتشافی نیست بلکه معرفت امری بین‌الأذهانی است که می بایست یادگیرندگان با گفتگو و بحث بر سر آن به توافق و اجماع برسند