مطالعه میزان تناسب روشهای تدریس با رویکرد یادگیری مادام العمر؛ مورد مطالعه: دانشگاه بوعلی سینا همدان
نویسندگان
1 گروه علوم تربیتی دانشگاه بوعلی سینا همدان
2 دانش آموخته دکتری رشته برنامه ریزی درسی دانشگاه بوعلی سینا همدان، ایران
doi
10.22070/tlr.2021.9687.0چکیده
هدف: در عصر حاضر که دانش و اطلاعات به طور سریع در حال تغییر و تحول است، دانشگاهها باید توجه زیادی به رویکرد یادگیری مادامالعمر داشته باشند. هدف پژوهش حاضر تعیین میزان همخوانی روشهای ندریس اساتید با رویکرد یادگیری مادامالعمر بود.روش: روش پژوهش ،توصیفی از نوع پیمایشی بود جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه بوعلی سینا در سال تحصیلی 97-96 بودند که تعداد کل آنها 7171 نفر به تفکیک 4273 نفر دخترو 2898 نفر پسر بودند. با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای نسبتی و جدول برآورد حجم نمونه کرجسی و مورگان 360 نفر به تفکیک146 نفر دانشجوی پسر و214 نفر دانشجوی دختربه عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. روش جمعآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود..برای سنجش روایی از روش روایی محتوایی CVR استفاده شد و میزان روایی آن 86/. محاسبه گردید. میزان پایایی ابزار با استفاده از آزمون الفای کرونباخ 91/. محاسبه گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از شاخصهای آمار توصیفی وآزمونهای آماری کالموگروف- اسمیرنوف، t تک گروهی و تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. داده ها با نرم افزار آماری نسخه 19 SPSS تحلیل شد.نتایج : نتایج نشان داد میزان تناسب روش های ندریس اساتید دانشگاه بوعلی با رویکر یادگیری مادام العمر پایین تر از حد متوسط بود و بین میزان تناسب روش های تدریس دانشکده های مختلف با رویکرد یادگیری مادام العمر تفاوت معنی دار وجود نداشت.بحث و نتیجه گیری: پیامد تناسب روش های تدریس با رویکرد یادگیری مادام العمر تربیت فراگیرانی مستقل ، مسئولیت پذیر ، خود کنترل، خود ارزشیاب و خود گردان خواهد بود که ماهیت یادگیری یادگیری مادام العمر را شکل می دهند .