تأثیرگذاری بنیادگران اسلامی آسیای مرکزی بر امنیت ملی افغانستان پس از خروج نیروهای بین المللی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان

2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان

doi
10.22059/jpq.2015.55949
چکیده

مقالۀ حاضر سعی در تبیین این مسئله دارد که چگونه بنیادگرایان اسلامی در آسیای مرکزی می‌توانند امنیت ملی افغانستان را در پی خروج نیروهای بین‌المللی به چالش بکشند. نگارندگان ضمن تمرکز بر دو گروه اسلام‌گرایان جهادی آسیای مرکزی به نام‌های جنبش اسلامی ازبکستان و اتحادیۀ جهادی اسلامی، اعتقاد دارند انطباق‌پذیری زیادی که این گروه‌ها در پی کوچ اجباری به وزیرستان پاکستان پس از سال 2001 از خود نشان دادند و تغییرات ساختاری و ماهوی که طی این سال‌ها در این گروه‌ها به‌وجود آمده و ارتباط‌ گسترده با دیگر گروه‌های جهادی مستقر در وزیرستان پاکستان، موجب قدرت‌گیری و نفوذ روزافزون این گروه‌ها شده است؛ به‌طوری‌که ایجاد نشدن نهادهای سیاسی – امنیتی پایدار توسط نیروهای بین‌المللی و به‌تبع آن ضعف این ساختار‌ها در افغانستان و نبود راهبرد روشن و مشخص از سوی آمریکا در پی خروج از افغانستان و دودستگی و شکاف بین گروه‌های قومی شمال افغانستان و نبود رهبر کاریزماتیک بین آنها و در طرف مقابل انسجام و اتحاد گروه‌های جهادی آسیای مرکزی با دیگر گروه‌های جهادی فعال در حوزۀ افغانستان، از آنان گروه‌های بالقوه خطرناکی ساخته است که ضمن اینکه ممکن است زنگ خطری برای کشورهای منطقه باشند، نشانه‌هایی از قصد آنان برایناامن کردن افغانستان و بازگشت به منطقۀ آسیای مرکزی در فرصت مناسب دیده می‌شود که خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان، می‌تواند این فرصتطلایی را در اختیار این گروه‌ها قرار دهد. فرضیۀ ما در این مقاله این است که دو گروه بنیاد‌گرای اسلامی آسیای مرکزی به نام‌ «جنبش اسلامی» و «اتحادیۀ جهادی اسلامی»، گروه‌هایی بالقوه خطرناک و تهدیدی جدی برای ثبات و امنیت افغانستان و کشورهای منطقه در پی خروج نیروهای بین‌المللی از افغانستان هستند. در این مقاله ابعاد و احتمالات مختلف این فرضیه یعنی تهدیدآمیز بودن یا نبودن این گروه‌ها بررسی می‌شود.