بازخوانی انتقادی مفهوم امر سیاسی در نظریۀ کارل اشمیت
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2015.55955چکیده
کارل اشمیت (1985-۱۸۸۸) یکی از بحثبرانگیزترین متفکران سیاسی و حقوقی و از نظریهپردازان برجستة قرن بیستم است. از دیدگاه اشمیت، لیبرالیسم بر ایدة تضاد دولت و جامعه و دولت حداقلی استوار است و از چند نظر قابل نقد است: عدم تلازم لیبرالیسم با دموکراسی، تحلیل رویهای بهجای تحلیل ستیزش و تأکید لیبرالیسم بر رویهگرایی و نادیده گرفتن جدال و ستیزش و دوست و دشمن، تقلیل جایگاه انسان و سیطرة نوعی دیدگاه فردگرا، سیاستزدایی و انسانزدایی (بیهویتی سوژه بهدلیل تعلیق امر سیاسی، بروز بیتفاوتی و بیمعنایی و غلبة روحیة مصرفگرایی)، خطر از دست رفتن تجربة امر سیاسی و بیتوجهی به ماهیت اخلاقی امر سیاسی. متأثر از رویکرد واقعگرایانه اشمیت، دولت و سیاست پیوندی جداییناپذیر یافتند و بهعنوان یگانه موضوع سیاست مورد توجه قرار گرفتند. دولت بهمثابۀ قدرقدرتی است که ماهیتی خودفرمان دارد و تمام تصمیمات سیاسی را میگیرد. اساساً مرز سیاست و غیرسیاست با تصمیم دولت در تمایز دوست/ دشمن مشخص میشود. بحث تمایز دوست/ دشمن را باید بهمثابۀ دال مرکزی امر سیاسی در گفتمان فکری اشمیت دانست. تمایز دوست- دشمن بهعنوان یک پیشفرض شبهاستعلایی درونمایۀ امر سیاسی را مشخص میکند که بر پایة آن وجود واقعی یک دشمن و همزیستی با موجودیت سیاسی دیگر پیشفرض گرفته میشود. دشمن در اینجا، نه برآمده از کینه یا خصومتی شخصی، بلکه دارای مفهومی عمومی (دشمن ما) و در اشاره به یک جماعت رزمنده از مردم در مقابل جماعتی دیگر و در روشنترین معنا در مورد ملتی دیگر است. هدف مقالۀ حاضر، ارائۀ نقدهای ایرادشده به سیاست از چشمانداز لیبرالی، درک مفهوم امر سیاسی و امکانات و محدودیتهای آن در تحلیل سیاسی و فهم ساحتهای بنیادین و ارزیابی است.