اثر گونههای درختی پهنبرگ بر فراوانی و تنوع کرمهای خاکی در اکوسیستم جنگلی جلگهای
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد گرایش جنگل شناسی و اکولوژی جنگل دانشگاه تربیت مدرس
2 استادیار دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22092/sbj.2016.106755چکیده
کرمهای خاکی مهمترین خردهریز خوار در خاک جنگلهای مناطق معتدله محسوب میشوند. در جنگلهای جلگهای، کرمهای خاکی نقش بسیار مهمی بر مشخصات فیزیکی و شیمیایی خاک دارند. با هدف بررسی تأثیر گونههای درختی پهنبرگ بر وفور و تنوع کرمهای خاکی و برخی خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک، این تحقیق در جنگل جلگهای واقع در شهرستان نور انجام شد. در اردیبهشت ماه، نمونهبرداری از خاک (ابعاد 50 × 50 سانتیمتر) تحت پوشش شش گونه درختی پهنبرگ (بلوط بلندمازو، ممرز، اوجا، سفیدپلت، توسکا قشلاقی و لرگ) از عمق 0 تا20 سانتیمتری خاک صورت پذیرفت. نتایج نشان داد که کرمهای خاکی شناسایی شده متعلق به یک خانواده (Lumbricidae)، شش جنس (Dendrobaena، Bimasto، Lumbricus، Eisenia، Aporrectodea و Octolasion) و 3 گروه اکولوژیک (Epigeic، Anecic و Endogeic) بودند. کرمهای خاکی Dendrodrilus rubidus و Dendrobaena octaedra از گروه اکولوژیک Epigeic دارای بیشترین فراوانی بودند. گونههای درختی توسکا، بلوط بلندمازو و ممرز به ترتیب دارای بیشترین وفور کرم خاکی Dendrodrilus rubidus و گونههای لرگ و اوجا دارای بیشترین فراوانی کرمخاکی Dendrobaena octaedra بودند. میانگین وفور گروههای اکولوژیک کرمخاکی و شاخصهای تنوع زیستی آنها در ارتباط با گونههای درختی اختلاف معنیداری را نشان نداد. بافت و pH خاک تأثیر معنیداری بر گونههای مختلف درختی داشتند، در حالی که درصد رطوبت خاک تأثیر معنیداری نداشت. نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که کرمهای خاکی میتوانند به عنوان یک شاخص زیستی در ارزیابی اکوسیستمهای جنگلی مورد استفاده قرار گیرند.